• عنوان

    طراحي مجتمع مسكوني و چند نسلي با رويكرد سالوتوژنيك (نمونه موردي: مجموعه بصير‌السلطنه شيراز)

  • نويسنده اصلي

    محدثه السادات حميدي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده يكي از ويژگي‌هاي اصلي رويكرد سالوتوژنيك، حس انسجام (SOC) ميباشد كه آنتونووسكي آن را " يك جهت‌گيري جهاني كه بيانگر ميزان اعتماد به نفس فراگير و ماندگار و درعين حال پويا " بيان مي‌كند كه پايه اصلي اين پژوهش را تشكيل مي‌دهد. هدف از طراحي و تحقيق در اين بخش سازماندهي بخش سنتي شهر شيراز با رويكرد سالوتوژنيك در جهت بهبود هر چه بيشتر زندگي و سلامت ساكنان مجموعه بصيرالسلطنه است. مجموعه بصير‌السلطنه كه از تعدادي خانه سنتي (باارزش، كم ارزش و فاقد ارزش تاريخي) تشكيل شده است. طراحي در اين محله، بهسازي و بازسازي مناطق قابل تخريب و قابل بهسازي با كاربري هاي پيشنهادي و متناسب با موقعيت مورد نظر در پي دارد. كاربري هاي در نظر گرفته شده در اين بخش عبارتند از: مجتمع مسكوني و سراي محله با هدف افزايش سلامت ساكنان و نيز بهبود وضعيت موجود در بخش‌هايي كه بدون ارزش تاريخي مي‌باشند و همچنين در نظر گرفتن كاربري هايي چون هتل، چايخانه و بازارچه براي بخش‌هايي كه داراي ارزش‌هاي تاريخي و ميراثي هستند. اين پايان نامه بر اساس تحقيقات ميان رشته اي در حوزه معماري، روانشناسي و پزشكي بنا گرديده است. از اينرو به منظور دستيابي به اطلاعات مورد نظر پرسشنامه حس انسجام آرون آنتونووسكي به فارسي ترجمه شده و سپس با توجه به فاكتورهاي ( قابل درك بودن، قابل مديريت بودن و معناداري) به معماري بر گردانند شده است. از اينرو با در نظر گرفتن شاخصه هاي سلامت در افرد و همچنين پرسشنامه كيفيت زندگي سازمان جهاني بهداشت و نتايج حاصل از پرسشنامه حس انسجام، استنباط گرديد كه رابطه مستقيمي بين كيفيت محيط ساخته شده و كيفيت زندگي افراد با سلامت جسمي و روحي آنها وجود دارد. اين پژوهش از روش تركيبي بهره برده است. به منظور تجزيه و تحليل داده ها، از روش آمار توصيفي و استنباطي با نرم افزار SPSS 24 انجام شده است. همچنين آزمون فرضيه اين تحقيق بر اساس روش مدل‌سازي ساختاري تفسيري (ISM) مبتني بر روش واريانس و با استفاده از نرم افزار SMART PLS 2 مي‌باشد. با انجام اين پژوهش ميزان ارتباط بين محيط ساخته شده و حس انسجام دريافت گرديد. نتايج حاكي بر اين است كه ميزان رابطه‌ي بين حس انسجام و محيط ساخته شده 95% تخمين زده شده است. از اينرو راه كاري براي پيشبرد رويكردهاي سلامت زا اتخاذ شد تا بدين وسيله بدون نياز به پرداخت هزينه مضاعف، سلامت استفاده كنندگان از فضا، تضمين و ارتقا يابد. با توجه به نتايج، فاكتور معناداري با ضريب همبستگي (0.978) بيشترين همبستگي را با متغير حس انسجام در محله سنگ سياه (محله با برخورداري كم) دارد در نتيجه به عنوان راه كار براي پيشبرد هر چه بهتر طراحي معمارانه در محله سنگ سياه و محلات مشابه (كمتر برخوردار) بهتر است، فرد معمار بر روي ارتقاي راهكارهاي معمارانه با توجه به مؤلفه معناداري بيشتر تمركز داشته باشد و همچنين طراحي در اين محله بيشتر بر اساس ارتقاي فاكتور معناداري در نظر گرفته مي شود و پايه ي اصلي طراحي در اين بخش را تشكيل مي‌دهد.
  • شماره ركورد
    196096
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مهندسي معماري پايدار
  • استاد راهنما
    محسن فيضي و مهدي خاكزند