• عنوان

    طراحي مجموعه مسكوني با بررسي نقش فضاي باز و نيمه‌باز در ارتقاي راندمان عملكردي مسكن (با استفاده از روش نحو فضا)

  • نويسنده اصلي

    صفورا يخچالي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    گذر زمان، تغيير در نيازها و مفاهيم را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد؛ اما برخي نيازهاي بشري كه بيش از همه به خصوصيات رواني و فردي او برمي‌گردد، داراي بن‌مايه‌هاي پايداري است و باگذشت زمان تنها ازلحاظ فرمي ممكن است دستخوش تغيير گردد. ازجمله اين موارد مي‌توان به نياز هميشگي بشر به ارتباط با طبيعت و فضاي باز اشاره كرد كه خود را در معماري خانه در فضاهاي باز و نيمه‌باز جلوه‌گر مي‌كند. در معماري گذشته‌ي ايران، فضاي باز و نيمه‌باز از عناصر كليدي در الفباي طراحي معماري مسكوني بوده است؛ اما امروزه مشاهده مي‌شود كه با گسترش عمودي مسكن، ناديده گرفتن فضاهاي باز و نيمه‌باز و ساخت سكونتگاه‌هايي به‌صورت فضاي بسته موجب حذف بخشي از كيفيات مورد مطالبه‌ي ساكنين شده است. ازجمله معضلات عرصه فضاهاي باز و نيمه‌باز در نمونه‌هاي مدرن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: 1) تعبيه فضاهاي باز و نيمه‌باز ضعيف ازنظر عملكرد و ناتواني آن‌ها در پاسخ‌گويي به نيازها در مسكن مدرن. 2) عدم دسته‌بندي عرصه‌ها و سازمان‌دهي بدون هدف فضاها در كنار يكديگر. 3) محدوديت‌هاي فضاهاي باز و نيمه‌باز ازنظر تعداد و ابعاد و به‌نوعي تأثيرگذاري اين عوامل در سطح مطلوبيت آن‌ها. 4) سازمان‌دهي نادرست در پلان‌هاي مسكوني و درنهايت منجر شدن به دسترسي‌هاي متعدد، كاهش محرميت و كاهش استفاده‌پذيري توسط ساكنين در عرصه خصوصي 5) عدم انعطاف‌پذيري. هدف از پژوهش اين بوده است كه با بررسي كمّي فضاهاي باز و نيمه‌باز در نمونه خانه‌هاي سنتي و ساختمان‌هاي مدرن، از طريق بررسي عوامل مؤثر در ارتقاي راندمان عملكردي مسكن و ضمن استفاده از روش نحو فضا و شاخص‌هاي اين تكنيك در زمينه تحليل و بررسي پيكره‌بندي فضايي به چگونگي هم‌نشيني مطلوب، هم‌جواري اين عرصه با يك يا چندين عرصه در مسكن و هم‌چنين قرارگيري فضاهاي باز و نيمه‌باز مدرن در نمونه‌هاي آپارتماني و ايجاد فضاهاي باز خصوصي در طبقات، دست يابد. ابتدا از طريق ابزار كتابخانه‌اي به جمع‌آوري اطلاعات پيرامون موضوع در كتب منتشرشده، مقالات، پايان‌نامه‌ها، گزارش‌هاي تحقيق و ... در حوزه‌هاي مختلف اقدام شد. طبق يك مرور سيستماتيك در چندين مرحله، 88 منبع مرتبط با تكنيك نحو فضا و 50 منبع مرتبط با مبحث فضاي باز و نيمه‌باز و راندمان عملكردي در پژوهش‌هاي داخلي و خارجي يافت شد. سپس به‌منظور منظم كردن اطلاعات به‌دست‌آمده از روش تحليل محتوا به كدگذاري مؤلفه‌ها در هركدام از منابع پرداخته شد؛ و طبق جداول به‌دست‌آمده، مؤلفه‌هاي مؤثر در راندمان عملكردي مسكن شامل: 1) موقعيت استقرار عرصه در ساختار كلي بنا. 2) ميزان جاافتادگي يا يكپارچگي عرصه موردنظر نسبت به فضاهاي ديگر. 3) ميزان دسترسي به عرصه. 4) نوع هندسه عرصه؛ و هم‌چنين شاخص‌هاي نحو فضا به ترتيب اولويت شامل: 1) هم پيوندي. 2) عمق. 3) اتصال. 4) كنترل. 5) هسته هم پيوندي. 6) دسترسي بصري. 7) دسترسي فيزيكي. 8) انتخاب. 9) وضوح. 10) آنتروپي است. در مرحله بعد به‌منظور اعتبار سنجي مؤلفه‌هاي استخراج‌شده و ارتباط آن‌ها نياز به بهره‌گيري از تكنيك دلفي و ارائه پرسشنامه به صاحب‌نظران و متخصصان حوزه معماري مسكن و شهرسازي بود. در ابتداي امر و قبل از ارسال به متخصصان، پرسشنامه اوليه به تائيد جمعي از صاحب‌نظران رسيد. سپس به گروهي از متخصصان اين حوزه ارسال و نظرخواهي گرديد و در مرحله بعد با استفاده از داده‌هاي به‌دست‌آمده چارچوب نظري پژوهش تنظيم گرديد. در مرحله كمي و نهايي پژوهش پس از انتخاب نمونه‌هاي مسكوني از دوره‌هاي صفويه، قاجاريه، پهلوي و مدرن با استفاده از نرم‌افزار Depthmap x و افزونه Space syntax مورد تجزيه تحليل قرارگرفته و خروجي‌هاي كمي آن‌ها در قياس با يكديگر قرار گرفتند. طي نتايج به‌دست‌آمده مي‌توان چنين گفت كه فضاهاي باز و نيمه‌باز طي ادوار (صفويه-قاجاريه-پهلوي و مدرن) دچار افت كيفيت طراحي و سازمان‌دهي فضايي شده‌اند و به همين خاطر از تأثير بسزاي آن‌ها در افزايش راندمان عملكردي خانه كاسته شده است. به‌طوركلي مي‌توان گفت كيفيت عملكرد فضاهاي باز در نوع و شكل ارتباط آن‌ها با فضاهاي بسته نمايان مي‌شود. فرم چليپا و چهار صفه مورداستفاده در فضاهاي بسته در دوره صفويه، تعريف پيش فضاي ورودي و اضافه شدن ايوان در دوره قاجار، كمرنگ شدن ايوان و حياط، كاسته شدن از پيچيدگي‌هاي ساختاري، ساخت‌وساز در طبقات در دوره پهلوي و درنهايت شكل امروزي خانه‌هاي آپارتماني كه كاهش دسترسي به فضاهاي باز و عدم مركزيت آن‌ها مشاهده مي‌شود، منجر به روند نزولي شاخص‌هاي نحو فضا شده و نهايتاً فضاهاي باز ايجادشده داراي شانس عبور كم، خوانايي كم، هم پيوندي محدود با فضاهاي مجاور، ارتباط و اتصال ضعيف، دسترسي فيزيكي پايين و دسترسي بصري محدود هستند كه منجر به كاهش راندمان عملكردي مسكن شده‌اند. فضاهاي نيمه‌باز نيز، طي دوره‌هاي صفويه به قاجار، ابتدا طي تغييرات و تكامل شكل‌گرفته در فرم، تعدد دسترسي‌ها، سلسله‌مراتب دسترسي به فضاي نيمه‌باز، تغييراتي در ارتفاع فضاها، ارتباطات داخلي اتاق‌ها با يكديگر و با ايوان، عقب رفتگي محور حياط در قسمت اتصال به ايوان، مفصل‌بندي فضاها و توالي و اتصال فضاها در مجاورت يكديگر، داراي روند صعودي در تعدادي از شاخص‌ها بوده ولي در ادامه در دوره پهلوي تا مدرن به دليل كاهش ابعاد فضاهاي نيمه‌باز، كاهش دسترسي‌ها، عدم سازمان‌دهي مطلوب اين عرصه در كنار ساير فضاها، ساخت‌وساز در طبقات و كاهش ارتباط فضاهاي نيمه‌باز با حياط به‌صورت مستقيم، همگي منجر به كاهش شاخص‌هاي نحو فضا و درنتيجه كاهش راندمان عملكردي مسكن شده‌اند. درنهايت در پژوهش حاضر، براي فضاهاي باز و نيمه‌باز دسته‌بندي و چارچوب كلي تعريف شد و راهكارهايي جهت طراحي عرصه فضاهاي باز و نيمه‌باز علي‌رغم توجه به محدوديت‌هاي فعلي در ساخت‌وساز مسكن ارائه شد.
  • شماره ركورد
    195914
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر ندا سادات صحراگرد منفرد
  • رشته تحصيلي
    معماري-گرايش مسكن
  • استاد راهنما
    دكتر سيد عباس يزدانفر