• عنوان

    معماري تغيير - توسعه‌ي چارچوب نظري بازطراحي معماري داخلي در استفاده مجدد از بناهاي واجد ارزش

  • نويسنده اصلي

    سيد احسان مسعود

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    در دهه هاي اخير تلاش براي تداوم حيات ساختارهاي موجودي كه فعاليتي متناسب با ارزش هايشان در آنها جاري نيست، اهميت فزاينده اي يافته است. تخريب بناهاي موجود آسيبي براي زيست‌بوم محسوب مي‌شود و در تضاد با حفظ هويت محلي است. اگر بنا واجد ارزش‌هاي فرهنگي باشد، اين موضوع حساسيتي دوچندان مي‌يابد. هدف اين پژوهش اين است كه دريابد بازطراحي معماري داخلي چگونه مي‌تواند ارزش‌هاي بنا را طي استفاده مجدد حفظ كرده و توسعه بدهد. بناهايي كه اثر قابل احيا شناخته شده باشند، موضوع اين بحث هستند و بناهاي نفيس تاريخي كه عموماً بايد براي پژوهش و معرفي در نظر گرفته شوند، در محدوده‌ي اين پژوهش نيستند. رويكرد معماري داخلي در اين پژوهش، منعكس كننده دو مفهوم است: از آنجايي كه اين واژه به اجزاي تشكيل دهنده‌ي درون بنا اشاره ‌مي‌نمايد، منعكس كننده فيزيك درون است و از طرف ديگر نشان‌دهنده فضاي داخلي به عنوان طبيعت دروني و روح ساختمان است كه مهم ترين منبع الهام در فرايند بازطراحي براي استفاده مجدد است. تغيير در گذر زمان بخشي جدايي‌ناپذير از يك بناي واجد ارزش به عنوان ميراث است و مديريت تغيير در فرآيند بازطراحي استفاده مجدد، مهم‌ترين ركني است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. مديريت تغيير در بازطراحي معماري داخلي يك بناي واجد ارزش، در پي حفظ و ارتقاي ارزش‌هاي اثر براي استفاده نسل حاضر و انتقال آن به نسل‌هاي آتي است. رويكرد اين پژوهش كيفي و راهبرد آن استدلال منطقي است. در گام اول چهار اولويت اصلي شامل كاركرد فضاي ميزبان، برنامه‌ريزي براي فعاليت ميهمان، روش‌هاي متاثر از الزامات فني، و راهبردهاي طراحي‌محور، در ادبيات استفاده مجدد منطبق در معماري داخلي استخراج شد. براساس تحليل اين چهار اولويت نظري، كاستي‌هاي مهم در نظريه‌هاي‌ استفاده مجدد منطبق از بناهاي واجد ارزش در انطباق با ماتريس منشور نارا با مصاحبه‌هاي نيمه ساختاريافته با متخصصين، تبيين شد. اين اولويت‌ها نافي يكديگر نبوده و مكمل هم هستند؛ ولي زماني كه هر كدام وزن بيشتري مي‌گيرد، موجب كاستي‌هايي مي‌شود. از مهم‌ترين كاستي‌هاي نظري مي‌توان به نگاه غالب كالبدي و ناديده انگاشتن ارزش‌هاي ناملموس و ارزش‌هاي نرم، كم توجهي به معنا و ويژگي‌هاي فعاليت پيشين بنا، فقدان مطالعات ميان‌‌رشته‌اي، و عدم اولويت‌‌بندي متناسب با ارزش‌هاي بنا اشاره كرد، كه استفاده مجدد منطبق را از نيل به هدف حفاظت دور مي‌كند. اولين قدم در مسير بازطراحي معماري داخلي، بازشناخت ارزش‌هاست. ارزيابي استفاده مجدد خانه‌هاي تاريخي كاشان به عنوان هتل، نشان داد كه كم‌توجهي به مرحله‌ي بازشناخت ارزش‌ها، عليرغم صرف زمان و هزينه زياد براي بازطراحي موجب از دست رفتن بخشي از ارزش‌ها مي‌شود. تصور رايج حاكي از حساسيت در مورد ميزان مداخله است، در حالي كه بررسي نمونه‌هاي موردي نشان داد، چگونگي مداخله موثرتر از ميزان مداخله عمل مي‌كند و رفتار محافظه‌كارانه لزوماً در تامين اهداف حفاظت كارا نيست. با هدف بازشناخت ارزش‌هاي يك اثر به گونه‌اي كه از منظر معماري داخلي قابليت خوانش و كاربست داشته باشد، ارزش‌هاي بناهاي واجد ارزش با مصاحبه‌هاي نيمه ساختاريافته با متخصصين، در هشت گونه "قدمت"، "نمادين"، "روايت"، "معنوي-مذهبي"، "زيبايي"، "ويژگي‌هاي فضايي"، "فعاليت – كاركرد"، "سند- مدرك" و فضاي معماري داخلي در سه دسته فضاي "ثابت"، "نيمه‌ثابت" و "متغير" ارائه گرديد. هدف از ارائه اين چارچوب اين است كه ارزش‌هاي معماري داخلي با طي كوتاه‌ترين مسير به زبان بازطراحي قابليت ترجمه داشته باشد و تا آن جا كه ممكن است راه را بر تفسيرهاي گوناگون ببندد. اين چارچوب نظري علاوه بر ياري رساندن به فرايند طراحي در بازشناخت ارزش‌ها، چارچوبي براي ارزيابي يك بناي تغيير كاربري يافته از نظر ميزان موفقيت در حفظ و ارتقاي ارزش‌هاي بنا در معماري داخلي در اختيار قرار مي‌دهد؛ بر آن اساس مي‌توان با در نظر گرفتن وزن هر كدام از ارزش‌ها در نمونه مورد نظر، شيوه برخورد با آن‌ها را در موضع بروز آن در فضاهاي سه‌گانه معماري داخلي شامل ثابت، نيمه ثابت، و متغير ارزيابي كرد. با اين راهبرد مي‌توان براي هر بناي خاص به راهكار متناسب دست يافت. ارزيابي نمونه موردي (پيوست ج) نشان داد كه به كمك اين چارچوب نظري اين امكان در اختيار قرار مي‌گيرد كه همه ارزش‌هاي اثر مورد مداقه قرار گيرد و آشكار گردد كه هر كدام به چه ميزان مورد توجه قرار گرفته و ارتقا يافته است. از ديگر سو، اين امكان فراهم مي‌گردد كه همه ظرفيت‌هاي فضايي بروز و تجلي ارزش‌ها مورد بررسي قرار گيرد. اغلب اوقات توجه به فضاي متغير شامل فعاليت‌ها و روابط انساني به عنوان بخشي از فضاي معماري داخلي تا حدود زيادي مغفول مي‌ماند. به نظر مي‌رسد در ادامه‌ي اين پژهش، نياز به پژوهش‌هايي است كه جايگاه ديسيپلين‌هاي مختلف از جمله معماران داخلي، و حوزه عمل آنان در موضوع استفاده مجدد بناهاي واجد ارزش را مورد بررسي قرار دهد.
  • شماره ركورد
    195731
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    -
  • رشته تحصيلي
    مهندسي معماري
  • استاد راهنما
    دكتر محسن فيضي - دكتر عليرضا عيني فر