• عنوان

    بررسي عصبي‌شناختي تأثير قابليت‌هاي شناختي مديريتي بر شكل‌گيري و اجراي استراتژي‌هاي اثربخش در صنايع خلاق

  • نويسنده اصلي

    روح اله سليماني

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    پژوهش‌هاي انجام‌شده در حوزه مديريت استراتژيك نشان مي‌دهد كه 75 درصد از موفقيت مديريت استراتژيك سازمان‌ها به ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد استراتژيست‌ها و مديران سازمان‌ها وابسته است و تنها 25 درصد آن به ساير عوامل بستگي دارد. در چنين شرايطي انتظار مي‌رود اكثر پژوهش‌هاي اين حوزه نيز به بررسي ويژگي‌هاي مديران و استراتژيست‌هاي سازمان بپردازند؛ در حالي كه در عمل اينگونه نيست و غالب پژوهش‌ها به بررسي محيط و مدل‌هاي مديريت استراتژيك مي‌پردازند. يكي از راه‌هاي بررسي ويژگي‌هاي فردي مديران سازمان، استفاده از دست‌آوردهاي علوم شناختي و علوم اعصاب شناختي است. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌ها و ابزارهاي علوم شناختي (نرم‌افزار CANTAB) و علوم عصبي (EEG) براي بررسي قابليت‌هاي ‌عصبي‌شناختي مديران و استراتژيست‌هاي سازمان مي‌پردازد و مشخص مي‌نمايد كه هر كدام از قابليت‌هاي عصبي‌شناختي مورد نياز مديران سازمان، براي اجراي موفق كدام مرحله از مراحل مديريت استراتژيك بر مبناي مدل قابليت‌هاي پويا و مدل استراتژي اثربخش لازم و ضروري است. در نتيجه آزمايش‌ها و پژوهش‌هاي انجام‌شده مشخص شد كه اولاً شغل افراد روي توانايي‌هاي شناختي آن‌ها تأثير مستقيم مي‌گذارد است و افراد با تغيير شغل و نياز به تنوع قابليت‌هاي شناختي براي انجام وظايف مربوط به آن، قابليت‌هاي شناختي متفاوتي كسب خواهند نمود. ثانياً عملكرد عصبي مديران لايه‌هاي بالاتر سازمان – كه با بررسي باندهاي فركانسي امواج فعال مغزي آن‌ها حين انجام تكاليف شناختي صورت گرفت – بيانگر اين است كه لزوماً بتا يا گاماي بالاتري نسبت به ديگر مديران ندارند، ولي امواج آلفا (كه مشخص‌كننده آرامش، صبر، توجه و خلاقيت است) در مغز آن‌ها قدرتمندتر از سايرين است. به عبارت بهتر تفاوت اصلي مديران عالي سازمان با ساير مديران از نظر عصبي، در شدت امواج آلفاي مغزي آن‌ها است و امواج بتا و گاماي مغز آن‌ها عملكرد نسبتاً مشابهي با سايرين دارند.
  • شماره ركورد
    195331
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مديريت كسب و كار - استراتژي
  • استاد راهنما
    دكتر علي بنيادي نائيني