عنوان
سازگاري با تغيير اقليم در حوضه رودخانه هاي فرامرزي؛ مطالعه موردي: رودخانه هيرمند
نويسنده اصلي
سعيد باقرزاده
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
سيستم هاي آبي در زمره سيستم هاي درهمتنيده انساني-طبيعي قرار مي گيرند. در سال هاي اخير و با بهبود درك جوامع از چنين سيستم هايي، محققين به اين نتيجه رسيدند كه مطالعه و مواجهه با چنين سيستم هايي نيازمند رويكردهاي كلي نگر و چند رشته اي بوده و رويكردهاي سنتي و تك رشته اي، كه اغلب ديدگاهي صرفا فني و مهندسي به مسائل دارند در مواجهه با اين سيستم ها ناكارآمد بوده و بعضا عواقب جبران ناپذيري را به دنبال دارند. تعاملات پويا و غيرخطي باعث شده است كه تغييرپذيري و عدم قطعيت جزئي از ذات اين سيستم ها شود. تغييراتي مانند تغيير اقليم، افزايش جمعيت، تغيير در مناسبات سياسي و ... همگي لزوم پرداختن به مباحث سازگاري در مديريت منابع آب را بيش از پيش نمايان مي سازند. سازگاري موفق با چنين تغييراتي مستلزم آن است كه انسان پيش فرض خود مبني بر دانش كامل(و يا كافي) و يا به بياني ديگر قابل پيش بيني بودن آينده چنين سيستم هايي را به چالش كشيده و رويكردي اتّخاذ كند كه به مرور زمان به افزايش دانش و يادگيري در مورد چنين سيستم هايي بيانجامد. يكي از رويكردهايي كه در علم مديريت براي اين منظور پيشنهاد شده رويكرد مديريت سازگار است. رويكرد مديريت سازگار با تأكيدي كه بر روي يادگيري دارد، مي تواند ظرفيت سيستم هاي آبي را براي مواجهه با درهم تنيدگي ها و عدم قطعيت ها افزايش دهد. از سويي ديگر، منابع آب فرامرزي حدود نيمي از منابع آب جهان را تشكيل مي دهند، از اين رو از اهميت ويژه اي در مباحث مديريت منابع آب برخوردار هستند. البته ماهيّت فرامرزي اين منابع، بر درهم تنيدگي آنها افزوده و مديريت چنين سيستم هايي را با چالش هاي اساسي مواجه مي سازد. رود هيرمند نيز از جمله اين منابع است كه بين دو كشور ايران و افغانستان مشترك است. اين رودخانه از اهميت ويژه اي براي هر دو كشور برخوردار بوده و از ديرباز مباحث فراواني پيرامون آن در مجامع علمي و البته سياسي مطرح بوده است. مطالعه حاضر با روش تحقيق كتابخانه اي و توصيفي، در ابتدا به بررسي و واكاوي مفاهيمي مانند سازگاري، ظرفيت سازگاري و مديريت سازگار مي پردازد كه در مطالعات داخل كشور كمتر از مباحث ديگر مورد توجه قرار گرفته است. سپس سعي در ارائه چارچوبي قابل اجرا براي مديريت سازگار حوضه رودخانه ي فرامرزي هيرمند دارد. چارچوب مورد نظر از 8 گام تشكيل مي شود: 1- ابتدا عدم قطعيت هاي مختلف موجود حوضه شناسايي و بررسي شدند؛ 2- سپس ذي مدخلان مديريت منابع آب حوضه و همكاري ها و هماهنگي هاي افقي و عمودي ميان آنها مورد بررسي قرار گرفت؛ 3- در گام سوم فرايند حقيقت يابي مشترك كه روشي براي مشاركت ذي مدخلان است، براي حوضه تشريح شد؛ 4- در گام چهارم شناسايي اهداف مديريت منابع آب در حوضه (كه امري ضروري براي تسهيل يادگيري است) صورت گرفت؛ 5- سپس اقدامات مديريتي (رويكردهاي حركت به سمت اهداف مديريتي) توسط سه ضلع حكمراني يعني دولت، مردم و خبرگان مورد بررسي قرار گرفت؛ 6- سپس سيستم پايش، كه از مباني اصلي مديريت سازگار به شمار مي رود، جهت ارزيابي اين اقدامات طرح شد؛ 7- در گام هفتم مباني و مفاهيم تاثيرگذار در بحث يادگيري در حوضه مورد تحليل و بررسي قرار گرفت؛ 8- و در نهايت ساز و كار تعديل تنظيم در اقدامات مورد واكاوي قرار گرفتند. در حالت كلي مي توان نتيجه گرفت كه حوضه آبريز رودخانه هيرمند از نقطه نظر سازگاري با تغييرات اقليمي، در وضعيت مناسبي قرار نداشته و اقدامات اساسي جهت افزايش ظرفيت سازگاري اين حوضه مورد نياز است.
شماره ركورد
195081
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
مهندسي آب - مديريت منابع آب
استاد راهنما
دكتر ابراهيم جباري - دكتر حجت ميان آبادي