عنوان
طراحي مسكن اجتماعي با رويكرد اختلاط فرهنگي ايران و افغان در كورههاي آجرپزي شمسآباد تهران
نويسنده اصلي
بهنوش طاهرخاني
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
فقر مسكن يكي از مهمترين معضلات جهان به شمار مي آيد. اسكان غيررسمي يكي از چهره هاي بارز فقر شهري تعريفشده است كه درون يا مجاور شهرها بهويژه در شهرهاي بزرگ رخ مي دهد. اين پديده، تجلي برآورده نشدن نياز مسكن و سرپناه اقشار كم درآمدي است. ازآنجاكه مهاجرت يكي از عوامل اصلي ايجاد سكونتگاه هاي غيررسمي تعريف مي شود. مهاجرين اغلب از روستاها و يا كشورهاي سطح پايين تر از كشور مقصد براي بهبود وضعيت زندگي و دسترسي به امكانات به شهرهاي بزرگ روي مي آورند. در ايران مسئله مهاجران افغان قابلتوجه مي باشد. كشور افغانستان در طول تاريخ خود، شاهد جنگ و درگير هاي زيادي بوده است. اين امر موجب مهاجرت بسياري از ساكنان اين كشور شده است. ازآنجاكه ايران و افغانستان پيوندهاي فرهنگي، ديني، اجتماعي و عاطفي زيادي دارند، بيش از هر ملتي به يكديگر نزديك هستند. افغان هاي ساكن در ايران با هويت افغان خودپذيراي فرهنگ و جامعه ايران نيز خواهند شد و اين موجب نزديكي و اختلاط فرهنگي در جامعه ايراني مي باشد از طرف ديگر دچار بحران هويت در مواجه با جامعه جديد مي شوند. هدف از انجام اين پژوهش، طراحي مدلي براي معضل پارادوكسيكال اجتماعي بين مردم ايران و افغان و روش هاي حل اين معضل مي باشد. اين پژوهش داراي رويكردي كيفي بوده و با استفاده از روش تحقيق نظريه داده بنياد (گرنتد تئوري) به نتايج دستيافتهايم. به اين منظور مصاحبه نيمه ساختاريافتهاي با 23 نفر از افغانهاي ساكن منطقه كوره آجرپزي شمسآباد تهران و دو نفر از تحصيلكردههاي افغان پرداختيم تا با برداشت مفاهيم از طريق كدگذاري و طي مراحل بعدي روش تحقيق گرنتد تئوري، يعني كدگذاري محوري و انتخابي به نظريه مطلوب دستيابيم.
شماره ركورد
194657
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر باقر حسيني
رشته تحصيلي
مسكن
استاد راهنما
دكتر عباس يزدانفر