• عنوان

    الگوي مسكن آمل با توجه به شيوه ي زندگي در گذر زمان

  • نويسنده اصلي

    زينب انبياء

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    از آنجا كه از اهداف مسكن ايجاد محيطي منطبق با روش زندگي انسان است تا نيازهاي مادي و غير مادي او را برآورده سازد ، ليكن در عصر حاضر شاهد ناديده انگاشتن كاربران ، فرهنگ آنها و زمينه ي ساخت و ساز مي باشيم. جغرافي دانان فرهنگي با تأكيد بر مباني و اصول علم جغرافيا و با اعتقاد به فضاي شهري به عنوان چشم انداز فرهنگي (انساني)، به بررسي تحولات فرهنگي و نقش آن در شكل دهي به فضاهاي جغرافيايي مي پردازند (فني ، 1388 ) و استفاده از اين مظالعات در جهت نتيجه ي مطلوب براي دستيابي به الگوي مسكن بومي مي تواند راه گشاي معماران باشد . مغهوم سبك زندگي را ميتوان از جمله مفاهيم سهل و ممتنع دانست كه با وجود تعريفهاي بسيار و تلاشي كه براي همگرا كردن آنها صورت گرفته، هنوز اتفاق نظري در مورد مفهوم آن وجود ندارد. اهميت تمركز بر سبك زندگي به جهت آن است كه زيرمجموعهاي نه چندان محدود از فرهنگ محسوب ميشود و در واقع سبك زندگي غالب بر افراد يك جامعه ميتواند مبين فرهنگ غالب و نيز مؤلفه هاي اساسي زندگي افراد آن جامعه باشد و با مسائل كليدي و حساسي چون هويت فردي و اجتماعي پيوند خورده است. سبك و روش زندگي ازالگوهاي فرهنگي، رفتاري وعادات و اقليم و عقايد مذهبي و فكري شكل ميگيرد كه افراد به طور روزمره آنها رادر زندگي فردي واجتماعي خود به كار ميبرند. (قرباني سي سخت ، 1392)در اين پژوهش با مراجعه به منابع مختلف و تحقيقات ميداني و كتابخانه اي در مورد فرهنگ مردم آمل( سنتي و معاصر) و مقايسه تاثير آن بر سبك زندگي افراد جامعه در هر دو دوره معاصر و سنتي با در نظر گرفتن فاكتورهاي تاثيرگذار به بررسي اين تاثير متقابل فرهنگ و سبك زندگي پرداخته شده است. ارتباط انسان با دست ساخته هاي خويش ، ارتباطي چند بعدي با سيري تاريخي است كه تنها در بعد معنوي يا بعد عملكردي خلاصه نمي شود . از اين رو در ساختار بومي تبرستان كه به واسطه ي شرايط اقليمي و مردم شناسي ناحيه ي مركزي مازندران ، ويژگي هاي منحصر به فردي دارا بوده است ، ارتباط معنا دار انسان با معماري بومي ؛ نسل در نسل به صورت گوناگون حفظ شده است و خانه ، به مثابه بخشي از هويت از هويت آبا و اجدادي ساكنان آن ، در گذر زمان، به برخي نيازهاي جسماني و رواني پاسخ داده است .براي دستيابي به اهداف پروژه با روش تحقيق تركيبي كمي و كيفي با برداشت خانه هاي سنتي تا امروزي آمل و نيز با مطالعات مردم شناسانه از طريق مصاحبه به منظور درك شيوه ي زندگي در هر دوره، به شناخت نسبتا كافي از سير تحول الگوي خانه و شيوه ي زندگي متناسب با آن رسيده و در نهايت به تاثير متقابل آنها بر هم پرداخته مي شود. در نهايت نيز تلاش شده است با توجه به شيوه ي زندگي امروزين قشر اجتماعي محدود كه در قالب پرسشنامه تحليل شده است ، به طراحي مجموعه مسكوني براي آنها با در نظرگرفتن الگوهاي بومي پرداخته شود.
  • شماره ركورد
    194427
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر محسن فيضي
  • رشته تحصيلي
    معماري
  • استاد راهنما
    دكتر عباس يزدانفر