• عنوان

    عارضه يابي و راهكارهاي افزايش بهره بروي منابع انساني به منظور به حداقل رساني هزينه در صنايع توليد پلاستيك مورد مطالعاتي شركت ياس پلاست شمال

  • نويسنده اصلي

    اميرحسين سرابي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در عصر حاضر، به دليل جهاني شدن، سازمان¬ها بشدت در رقابت با يكديگر در تصاحب بازارهاي مختلف هستند و سازمان¬هايي مي توانند سهم خود را در بازار حفظ كنند يا ارتقا دهند كه از توان رقابت بالايي برخوردار باشند. براي كسب قدرت رقابت¬پذيري هر سازماني بيش از هر چيزي نيازمند نيروي انساني كارا و اثربخش است. در واقع، بهره¬وري بالاي نيروي انساني در هر سازماني متضمن بكارگيري بهينه ساير عوامل و نهاده¬ها در خلق ارزش محسوب مي¬شود. خلق ارزش¬هاي جديد در قالب محصولات و خدمات مختلف، متنوع و متناسب با نياز و خواست بازار حضور يك سازمان در عرصه بازارهاي داخلي و جهاني را تضمين خواهد كرد. رسالت مديريت و هدف اصلي مديران هر سازمان استفاده موثر و بهينه از منابع و امكانات گوناگون چون نيروي كار،سرمايه، مواد، انرژي و اطلاعات است. در اين رسالت استفاده بهينه از نيروي انساني (بهره وري نيروي انساني) از اهميت خاصي برخوردار است چراكه انسان برخلاف ساير منابع سازماني داراي عقل و اختيار است و مدير نمي تواند بسادگي از آن استفاده نمايد و مهمتر اينكه نيروي انساني نه تنها يك منبع سازماني است بلكه تنها عامل بكار گيري ساير عوامل مي¬باشد. لذا، امروزه نقش و اهميت نيروي انساني بر هيچ كس پوشيده نيست. در بين عوامل توليد ( زمين، نيروي انساني، تكنولوژي، سرمايه) باارزش ترين، كمياب¬ترين فاكتور نيروي انساني است عدم توجه به بهره¬وري نيروي انساني و توجه صرف به ديگر عوامل نه تنها باعث كاهش كارايي و اثربخشي در سازمان مي¬گردد بلكه باعث افزايش ضايعات و حوادث و ايجاد نارضايتي در نيروي انساني مي گردد. ( طالقاني و احمدزاده، 1390: 2 ). در ميان عوامل توليد، عامل نيروي انساني برخلاف سايرمنابع سازماني به عنوان ذي شعور و هماهنگ كننده ساير عوامل شناخته مي شود و همچنين مهمترين اهرم اصلي در افزايش وكاهش بهره وري سازمان مي باشد لذا از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و بايد توجه خاصي به آن مبذول داشت اين نقش در سازمانهاي خدماتي اهميت بيشتري مي يابد چرا كه انسان يكه تاز صحنه كار و عرصه خدمات مربوطه ميگردد. حال اگر اين انسان با انگيزه و توانمند و بهره ور باشد ميتواند ساير منابع را به نحو احسن و مطلوب به كار گيرد و انواع بهره وري را محقق سازد و نهايتا سازمان را بهره ور كند و گرنه ركود و عقب ماندگي ارمغان نيروي انساني منفعل و بي انگيزه مي باشد. اما اينكه چگونه نيروي انساني بهره ور مي شود و يا بهره وري وي افزايش مي يابد ؟ سوالي است كه پاسخ آن در موسسات و سازمانهاي مختلف به تناسب رسالت آنها و نيازهاي كاركنان گوناگون است . اگرچه ممكن است اين نيازها و عوامل، شبيه بهم باشند اما مطمئنا شدت و اولويت تاثير آنها بر بهره وري كاركنان يكسان نيست. در مجموع بايد اذعان نمود كه فعاليت هاي هر سازماني تحت تاثير مجموعه اي از عوامل قرار دارد كه شناخت و بررسي اين عوامل مي تواند كمك موثري بر بهبود فعاليت ها وتحقق اهداف سازماني كند. از طرفي نظر به اينكه بهره وري تابعي است ازعوامل بسيار مختلف، كه اين عوامل تحت تاثير رسالت، فعاليت، عمليات و عواملي از اين قبيل از سازماني به سازمان ديگر متفاوت است و همچنين ميزان اهميت و تاثير اين عوامل بر بهره وري سازمان هاي مختلف يكسان نيست، بنابراين براي سازمان ها امكان پذير نيست كه در تمامي زمينه ها و جنبه هاي تاثير گذار وارد شوند. ضرورتا براي رسيدن به به بالاترين ميزان بهره وري در ابتدا لازم است طبق معيارها و ضوابط علمي اين عوامل از لحاظ اهميت براي سازمان شناسايي و اولويت بندي شوند، آنگاه براي بهبود بهره وري، برنامه هاي اجرايي و طرح هاي لازم تدوين شوند. در فصل سوم نوع روش تحقيق، روش گردآوري اطلاعات، ابزار گردآوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل اطلاعات تشريح مي گردد. سپس، حجم نمونه و روش نمونه گيري، مفهوم اقتصاد سنجي و رگرسيون خطي ساده، روش حداقل مربعات معمولي و روايي و پايايي ابزار اندازه¬گيري مورد بررسي قرار مي گيرد. در فصل چهارم، روايي و پايايي پرسشنامه آزمون مي¬شود. و سپس، تحليل توصيفي داده صورت مي¬پذيرد. در قسمت بعد، ارزيابي آماري گويه¬هاي پرسشنامه ارائه مي¬شود و الگوي مورد استفاده براي آزمون فرضيات تشريح مي¬شود. برآورد مدل و آزمون فرضيات صورت مي‌پذيرد و در انتهاي فصل چهارم نيز جمع¬بندي مي-شود. برآورد مدل لاجيت تحقيق به روش گام به عقب صورت گرفت. نتايج نشان داد كه حدود 53/74 درصد از تغييرات رشد بهره وري نيروي انساني در شركت مورد بررسي توسط متغيرهاي مستقل (عوامل مديريتي، عوامل سازماني، عوامل فردي و عوامل محيطي) و كنترلي (جنسيت، سطح بهره وري نيروي انساني و سطح تحصيلات) توضيح داده مي¬شود. بر مبناي نتايج؛ از بين متغيرهاي مستقل، صرفا عوامل محيطي بر احتمال رشد بهره وري نيروي انساني بر عدم رشد آن در شركت ياس پلاست تاثير معنادار ندارد اما تاثير عوامل مديريتي، فردي و سازماني بر احتمال بهره وري نيروي انساني بر عدم رشد آن مثبت و در سطح احتمال 5 درصد (فاصله اطمينان 95 درصد) از نظر آماري معنادار است. در ارتباط با متغيرهاي كنترلي، نيز تاثير سطح بهره وري نيروي انساني بر نسبت احتمال رشد بهره وري نيروي انساني بر عدم رشد آن منفي و از نظر آماري در سطح احتمال 5 درصد معنادار است. اما تاثير جنسيت و سطح تحصيلات از نظر آماري معنادار نيست. اين امر نشان مي دهد هر چقدر سطح بهره وري فرد بالا باشد، احتمال رشد بهره وري بيشتر وي كاهش مي يابد. اين نتايج نشان دهنده¬ي اين است كه براي افرايش بهره¬وري نيروي انساني در شركت مورد بررسي، مديران بايد بر عوامل مديريتي، عوامل سازماني و عوامل فردي متمركز شوند.
  • شماره ركورد
    194141
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مديريت اجرايي
  • استاد راهنما
    دكتر عليرضا معيني