• عنوان

    برنامه‌ريزي عملياتي زنجيره تأمين محصولات كشاورزي تحت عدم قطعيت عدد زي

  • نويسنده اصلي

    احمدعلي عابدين پور

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در سال‌هاي اخير، به دليل توجه روزافزون مشتريان به كيفيت و در دسترس‌پذيري مواد غذايي در تمام فصول سال، مطالعه زنجيره تأمين محصولات كشاورزي را از اهميت بالايي برخوردار كرده است. بخش عمده‌اي از اقتصاد جهان و مواد خام بسياري از صنايع را محصولات كشاورزي تشكيل مي‌دهند. برنامه‌ريزي براي چگونگي توليد، زمان كاشت و برداشت محصولات فسادپذير مانند ميوه و سبزيجات، از پيچيده‌ترين تصميمات در زنجيره محصولات كشاورزي (AFSC) است. محصولات كشاورزي فسادپذير نسبت به ساير محصولات كشاورزي از ريسك بيشتري برخوردار است. تمركز اين تحقيق بر روي محصولات تازه نظير گوجه‌فرنگي و سبزيجاتي نظير فلفل مي‌باشد. در همين راستا اين تحقيق در پي آن است كه مدلي يكپارچه از زنجيره تأمين محصولات كشاورزي ارائه دهد كه دو سطح تصميم‌گيري تاكتيكي نظير كاشت يك محصول و عملياتي نظير برنامه‌ريزي برداشت و نحوه توزيع را در برگيرد. برداشت، رابطه‌اي مستقيم با كاشت محصول دارد و ملاحظات واقعي حين برداشت، اثرگذار بر روي ميزان برداشت مي‌باشند. درصورتي‌كه بتوان ملاحظات كاشت و برداشت را به‌صورت توأم و يكپارچه مدنظر قرارداد، مدل قادر خواهد بود تا تصميمات واقعي‌تري را اتخاذ نمايد. با توجه به آنكه اين زنجيره عموماً متأثر از عوامل محيطي غيرقطعي است، رويكرد تصميم سازي بر مبناي عدد زي نيز مورداستفاده قرارگرفته است كه مي¬توان با استفاده از آن تصميمات مناسب‌تري اتخاذ نمود. با توجه به ادعاي ادبيات موجود در مورد مفهوم عدد زي بيان شده كه عدد زي از سطح بالاتر توانمندي در مدل‌سازي عدم قطعيت‌ها نسبت به ساير مفاهيم عدم قطعيت برخوردار است. اگرچه اين رويكرد مدل‌سازي عدم قطعيت در زمينه تصميم‌گيري در بخش زنجيره تأمين كشاورزي داراي اهميت كاربردي مي‌باشد، اما تاكنون از اين مفهوم براي برنامه‌ريزي كاشت و برداشت استفاده‌نشده است. با¬اين‌وجود حتي با كاهش عدم اطمينان در سطح برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت، عوامل غيرقابل‌كنترل بر تصميمات مانند نوسانات ناگهاني بازار، عملكرد و بلوغ محصولات كه به‌شدت به شرايط آب‌وهوايي وابسته است، وجود دارد. ما در اين تحقيق يك مدل يكپارچه دو هدفه با اهداف سود كل زنجيره و توجه به مسائل اجتماعي، با در نظرگيري توأم كاشت و الگوي برداشت ارائه كرده‌ايم. سپس با استفاده از روش‌ مركز ثقل، روش رتبه‌بندي اعداد فازي و روش تعاملي TH مسئله را حل مي‌كنيم. در ادامه به اين نتايج رسيديم كه؛ هر چه مدل از قطعيت بالاتري برخوردار باشد تصميمات جزئي‌تر و سود زنجيره پايين‌تر ولي واقعي‌تر خواهد بود. با توجه به محصولات انتخاب‌شده و شرايط مسئله كه شامل زمان حمل‌ونقل و نگهداري در انبار و توزيع‌كننده‌ها و فواصل آن‌ها با مشتري، نيازي به استفاده از ناوگان حمل‌ونقل هوايي به علت هزينه‌هاي بالاي آن نيست. سپس به اين نتيجه رسيديم كه هرچه عمر محصول كوتاه‌تر باشد، استفاده از ناوگان جاده‌اي به علت زمان تحويل كوتاه‌تر نسبت به حمل‌ونقل ريلي بيشتر خواهد شد. از مقايسه مدل متمركز با مدل غير متمركز به اين نتيجه رسيديم كه مجموع هزينه‌هاي كاشت و برداشت در مدل متمركز 0.2 درصد بهبود و همچنين تابع سود نيز در مدل متمركز 1.8 درصد نسبت به حالت غيرمتمركز بهبوديافته است. ازاين‌رو مدل يكپارچه ارائه‌شده در اين تحقيق را مي‌توان سودآورتر از حالت برنامه‌ريزي غيرمتمركز دانست.
  • شماره ركورد
    193939
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر هادي صاحبي
  • رشته تحصيلي
    لجستيك و زنجيره تامين
  • استاد راهنما
    دكتر آرمين جبارزاده