• عنوان

    بهينه‌سازي جريان نشتي نوك پره‌هاي توربين محوري به روش ايجاد اسكوئيلر و خنك‌كاري لايه‌اي

  • نويسنده اصلي

    پانته آ پيكاني

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    به‌منظور دستيابي به راندمان حرارتي بالا و افزايش توان خالص خروجي در سيكل برايتون توربين گاز، سازندگان در تلاش هستند تا دماي گاز داغ وارد شونده به توربين را افزايش دهند. به دليل وجود بار آيروديناميكي بالا و تنش مكانيكي وارد شونده به پره در كاركرد طولاني مدت موتور، اكثر مواد سازنده پره‌هاي توربين بدون حضور سيستم خنك‌كاري مؤثر، قادر به مقاومت در برابر بارهاي حرارتي وارده نيستند. خنك‌كاري لايه‌اي توسط تزريق هواي خنك‌كننده از طريق سوراخ‌هاي زاويه‌دار به جريان عرضي صورت مي‌گيرد و يك‌لايه‌ي محافظ بر روي پره ايجاد مي‌كند كه دماي سطح پره را كاهش مي‌دهد. در پايان‌نامه حاضر، ابتدا اثرات نسبت دمش بر روي عملكرد خنك‌كاري نوك پره داراي اسكوئيلر در كسكيد توربين محوري آزمايشگاه تحقيقاتي آيروديناميك و توربوماشين‌هاي تراكم پذير به‌صورت تجربي و با استفاده از روش اندازه‌گيري انتقال حرارت در حالت پايا و با كمك دمانگار مادون قرمز بررسي شده‌است. سپس با بهره‌گيري از رهيافت RANS به بررسي اثرات سه هندسه متفاوت نوك پره: تخت (PLNT)، داراي اسكوئيلر (SQLT) و حفره جزئي (PCT)، بر روي عملكرد خنك‌كاري در نوك پره توربين و بررسي افت‌هاي آيروديناميكي در سه هندسه مذكور پرداخته شده‌است. نتايج حاصل از تحقيقات تجربي نشان مي‌دهد در هندسه SQLT، با افزايش نسبت دمش، مناطق وسيع‌تري از نوك پره تحت پوشش سيال خنك‌كننده قرار مي‌گيرد و متوسط اثربخشي خنك‌كاري لايه‌اي در راستاي گام پره بر روي سطح حفره به‌تدريج از لبه حمله تا لبه فرار پره افزايش مي‌يابد. نتايج شبيه‌سازي عددي نشان مي‌دهد در تمام نسبت دمش‌ها، متوسط اثربخشي خنك‌كاري در سطح پروفيل نوك پره PLNT كمتر از دو هندسه SQLT و PCT است. با افزايش نسبت دمش از 5/0 به 75/0، متوسط اثربخشي در پره با نوك تخت افزايش پيدا مي‌كند و در مقادير بالاتر از 75/0، به علت جدا شدن جت خنك‌كننده از سطح، ضريب اثربخشي به ميزان 6% كاهش پيدا مي‌كند. در پره داراي اسكوئيلر، با افزايش نسبت دمش، متوسط ضريب اثربخشي بر روي لبه داخلي اسكوئيلر و سطح بالاي اسكوئيلر به ترتيب 23% و 15% افزايش پيدا مي‌كند. در پره PCT، با افزايش نسبت دمش، ضريب اثربخشي خنك‌كاري لايه‌اي در سطح حفره، لبه داخلي اسكوئيلر و قسمت بالاي آن به ترتيب 23%، 30% و 6% افزايش پيدا مي‌كند. در تمامي حالات، به جز كمترين نسبت دمش، متوسط ضريب اثربخشي بر روي سطح حفره در پره PCT بيشتر از پره SQLT است. در تمام نسبت دمش‌ها، متوسط ضريب انتقال حرارت در سطح پروفيل نوك پره با نوك تخت بسيار بيشتر از دو هندسه SQLT و PCT است. با افزايش نسبت دمش، مقدار متوسط ضريب انتقال حرارت در سطح پروفيل پره‌هاي PLNT، SQLT و PCT به ترتيب به مقدار 43%، 44% و40% كاهش پيدا مي‌كنند. تحليل و بررسي متوسط ضريب انتقال حرارت در نوك پره داراي اسكوئيلر نشان مي‌دهد كه در اثر ورود و شتاب‌گيري جريان نشتي در فاصله درز نوك، متوسط ضريب انتقال حرارت در بالاي اسكوئيلر و سطح داخلي لبه اسكوئيلر به‌صورت قابل‌توجهي بيشتر از ساير نواحي است. با بالا رفتن نسبت دمش، انتقال حرارت در سطوح ذكرشده كاهش پيدا مي‌كند. علاوه بر اين با خروج جريان نشتي از قسمت بالاي لبه اسكوئيلر در سمت مكش و تشكيل ورتكس نشتي نوك، انتقال حرارت محلي در نواحي نزديك به نوك لبه اسكوئيلر در سمت مكش افزايش پيدا مي‌كند. حضور اسكوئيلر سبب كاهش قدرت ورتكس نشتي نوك مي‌شود. علاوه بر اين، حضور قسمت تخت در لبه حمله‌ي پره PCT سبب گسترش ورتكس نشتي نوك و رشد ورتكس گذرگاهي نوك مي‌شود. با بررسي عملكرد آيروديناميكي در پره PLNT نشان داده شد؛ در نسبت دمش‌هاي پايين، تزريق خنك‌كننده مانع از عبور جريان نشتي در فاصله درز نوك و كاهش بيشينه افت فشار كل در هسته ورتكس مي‌شود. تزريق سيال خنك‌كننده در هندسه‌هاي SQLT و PCT، سبب افزايش افت نشتي نوك مي‌شود و در نسبت دمش‌هاي پايين، هندسه SQLT افت نشتي نوك كمتري در مقايسه با PCT و PLNT در پره ايجاد مي‌كند. به‌طوركلي، هندسه SQLT عملكرد آيروديناميكي بهتري نسبت به دو هندسه PLNT و PCT دارد و افزايش نسبت دمش سبب افزايش قدرت ورتكس نشتي از نوك در پره‌هاي داراي اسكوئيلر مي‌شود. واژه‌هاي كليدي: توربين محوري، روش خنك‌كاري لايه‌اي، اسكوئيلر، افت آيروديناميكي
  • شماره ركورد
    193839
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مهندسي هوافضا - آيروديناميك
  • استاد راهنما
    دكتر رضا تقوي زنوز