عنوان
تخمين تابع تقاضاي برق خانگي ايران با رويكرد اقتصادسنجي دادههاي تابلويي استانهاي كشور
نويسنده اصلي
مينا مسعودي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در دنياي امروز برنامه¬ريزي مناسب براي مصرف برق از ضروريات دستيابي به توسعه¬ي اهداف اقتصادي در هر كشور مي¬باشد. در اين راه داشتن اطلاعات دقيق دربارهي مدل تقاضاي برق بخش خانگي كشور و متغيرهاي مهم تأثيرگذار بر آن ميتواند سياستگذاران را در راستاي بهينه¬سازي مصرف و برنامهريزي جهت تأمين نيازهاي آتي اين انرژي ياري كند. از سويي ديگر افزايش ظرفيت¬ها و ايجاد واحدهاي جديد براي توليد برق، خود نيازمند افزايش عوامل توليد است كه اين عوامل بر قيمت تمام¬شده¬ي برق تأثيرگذارند. از اينرو هدف اصلي در اين مطالعه تخمين مدل تقاضاي برق بخش خانگي استان¬هاي كشور مي¬باشد وليكن در كنار آن به تخمين مدل قيمت تمام¬شده¬ي برق نيز پرداخته شده است. در مدل نخست، قيمت تمام¬شده¬ي واقعي برق بخش خانگي كشور به عنوان تابعي از متغيرهاي مصرف سرانه¬ي برق خانوارها، ميزان سرمايه¬گذاري واقعي در صنعت برق، ارزش ريالي واقعي سوخت¬هاي استفاده¬شده در توليد برق و تعداد نيروي كار شاغل در صنعت برق در نظر گرفته شده است. نتايج حاصل از تخمين اين مدل با استفاده از روش حداقل مربعات معمولي و براي دوره¬ي زماني 1380 تا 1395 نشان مي¬دهد كه ميان قيمت تمام¬شده¬ي برق با مصرف برق خانوارها ارتباط معناداري وجود ندارد. در مقابل افزايش هر يك از عوامل توليد منجر به افزايش قيمت تمام¬شده¬ي برق مي¬شود؛ بنابراين با توجه به افزايش روزافزون قيمت تمام¬شده¬ي برق، لازم است جهت بهينه¬سازي مصرف برق، تداوم فعاليت شركت¬هاي برق و جلوگيري از زيان¬ده بودن آنها، قيمت فروش اين انرژي از نظام يارانه¬اي خود به طور كامل خارج شده و متناسب با قيمت تمام¬شده¬ي آن افزايش يابد. در ادامه¬ي اين مطالعه و در مدل اصلي تحقيق، مصرف سرانه¬ي برق بخش خانگي به عنوان تابعي از متغيرهاي قيمت واقعي برق، قيمت واقعي گاز طبيعي، مصرف دورهي قبل، درآمد سرانه¬ي واقعي خانوارها، متوسط بعد خانوارها، شاخصهاي گرمي و برودت هوا و اثر هدفمندسازي يارانهها در نظر گرفته شده است. بر اساس نتايج تخمين اين مدل با استفاده از رويكرد اقتصادسنجي دادههاي تابلويي براي دوره¬ي زماني 1380 تا 1395 و براي 31 استان كشور، كششهاي كوتاهمدت قيمتي، درآمدي و جانشيني تقاضا معنادار و با مقدار كم محاسبه شده¬اند كه بيانگر آن است كه مصرف برق بخش خانگي استان¬هاي كشور در كوتاهمدت نسبت به قيمت خودش، درآمد سرانه¬ي خانوارها و قيمت انرژي جانشينش چندان حساس نمي¬باشد. علاوه بر اين، متغيرهاي آب¬و¬هوا تأثير معنا¬داري بر تقاضاي سالانه¬ي برق بخش خانگي استان¬هاي كشور ندارند. در مقابل متغير مصرف دورهي قبل مهمترين عامل در تغيير تقاضاي برق بخش خانگي و در كوتاهمدت به شمار مي¬رود. همچنين نتايج حاصل از محاسبه¬ي كششهاي بلندمدت قيمتي و درآمدي حاكي از آن است كه سياست¬هاي قيمتي و درآمدي در راستاي بهينه¬سازي مصرف برق در بلندمدت موثرتر بوده و سياست¬هاي قيمتي نسبت به سياست¬هاي درآمدي تأثيرگذارترند.
شماره ركورد
193595
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
سيستم هاي اقتصادي و اجتماعي
استاد راهنما
دكتر سعيد ميرزا محمدي