• عنوان

    ارائه يك مدل بهينه‌سازي دوسطحي براي مديريت تأمين و سهميه‌بندي منابع كمياب سلامت: مطالعه موردي

  • نويسنده اصلي

    بهاره آقابابايي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    سهميه‌بندي منابع كمياب سلامت يكي از معضلات اساسي در سيستم سلامت به شمار مي رود كه براي مديريت و بازگردادن تعادل ميان عرضه و تقاضا از سوي سازمان هاي دولتي به كار گرفته مي شود. از سويي تأمين و تدارك اين منابع موردنياز بيماران مانند: تجهيزات پزشكي، داروها، اعضاي پيوندي و ... نيز به عنوان يكي از عناصر اصلي در تضمين سلامت پايدار جامعه به شمار مي‌رود كه عمدتا به دليل عرضه محدود نسبت به تقاضاي موجود، اجراي سياست‌هاي سهميه‌بندي توسط بخش دولتي اجتناب‌ناپذير مي‌شود. سهميه‌بندي در ايران به روش‌هاي سنتي صورت مي‌گيرد كه منجر به توزيع ناعادلانه منابع مي‌گردد. ازاين‌رو، كاربرد بهينه‌سازي رياضي و ابزارهاي تحقيق در عمليات به همراه معيارهاي مناسب براي اولويت بندي بيماران مي‌توانند به تخصيص بهينه و عادلانه اين منابع در شرايط عرضه محدود كمك كنند. بدين منظور در اين پژوهش، يك مدل امكاني دوسطحي براي مواجه با مسئله تأمين و سهميه بندي منابع كمياب سلامت ارائه مي‌شود كه در آن نقش دولت و رقابت ميان شركت‌هاي ارائه‌دهنده منابع سلامت (توليدكنندگان و تأمين‌كنندگان) به‌واسطه بازي استكلبرگ و تعادل نش فرموله بندي شده است. در مدل ارائه‌شده دو دسته پيرو وجود دارد كه پيروهاي دسته اول اولويت و ارجحيت بالاتري نسبت به دسته دوم دارند. و اين اولويت به‌واسطه يك روند لكزيكوگرافيك در نظر گرفته‌شده است. همچنين از شاخص تعداد سال هاي عمر تعديل شده به عنوان يك معيار اولويت بندي ميان بيماران، براي كمك به تخصيص عادلانه اين منابع استفاده مي‌گردد. به دليل اهميت ريسك و عدم قطعيت در چنين سيستمي، يك رويكرد امكاني جديد براي كمينه كردن ريسك توابع هدف توسعه داده ‌شده است. سپس مدل با استفاده از شرايط KKT و روش‌هاي خطي سازي به يك مدل تك سطحي و خطي تبديل و حل مي‌گردد. نتايج مدل با استفاده از يك مطالعه موردي بررسي و ارزيابي گرديد. بر اساس نتايج حاصل‌شده، سياست‌هاي قيمت‌گذاري توسط دولت باعث ايجاد انگيزه در شركت‌ها و درنتيجه كاهش كمبود مي‌گردد. نتيجه‌گيري ديگر اين است كه مدل امكاني جديد مي‌تواند در حد مطلوبي انحرافات تابع هدف را كنترل كند ولي از سوي ديگر باعث كاهش ميانگين سود تأمين‌كنندگان مي‌گردد. درنهايت، استفاده از شاخص بار بيماري‌ها به عنوان يك معيار مبتني بر نياز به تقويت و اثربخشي مدل ارائه‌شده مي‌افزايد. واژه‌هاي كليدي: برنامه‌ريزي دوسطحي، تأمين و سهميه بندي منابع كمياب سلامت، بازي استكلبرگ، تعادل نش، برنامه‌ريزي رياضي فازي، قيمت‌گذاري
  • شماره ركورد
    193306
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر فرناز برزين پور
  • رشته تحصيلي
    مديريت زنجيره تامين و لجستيك
  • استاد راهنما
    دكتر ميرسامان پيشوايي