عنوان
تبيين رفتار سفرهاي سودمندگرا و غير سودمندگرا و تحليل تأثيرپذيري آنها از ويژگي هاي فردي (ذهني) و فضايي
نويسنده اصلي
عنايت اله ميرزايي
مقطع تحصيلي
دﮐﺘﺮي
چكيده
چكيده
طي ساليان گذشته، پژوهش زيادي تلاش كرده¬اند كه با دقت و جامعيت بيشتري عوامل كليدي موثر بر رفتار سفر را شناسايي و واكاوي كنند. اگرچه پيشرفت¬هاي قابلتوجهي در اين زمينه حاصل شده است اما همچنان شكافهاي تحقيقي مهمي در تحليل رفتار سفر وجود دارد. در اين زمينه، تعيين، سنجش و تحليل مطلوبيت و يا انگيزه اصلي سفر كمتر موردتوجه قرارگرفته است. در غالب مطالعات پيشين، سفر يك تقاضاي مشتق شده فرض شده است؛ بدين معني كه سفر يك وسيله صرف براي رسيدن به مقاصدي ميباشد كه بهصورت فضايي از هم پراكنده مي باشند. اگرچه اين تئوري به خوبي مي تواند رفتار سفر افراد در انجام برخي از سفرها (سفرهاي كاري و يا سفرهاي مربوط بهسلامتي) توضيح دهد اما در توجيه رفتار سفرهاي غيرسودمندگرايانه با چالش¬هاي جدي مواجه است. در واقع، براي برخي از افراد، سفر داراي انگيزه و مطلوبيت مثبت دروني است و غفلت از اين موضوع ميتواند به درك نادرست رفتار سفر و تجويزهاي نادرست فضايي منجر شود. از طرف ديگر، رفتار سفر موضوعي چندبعدي و پيچيده است كه از عوامل متعددي تأثير ميپذيرد. درحاليكه بسياري از مطالعات با تكيهبر تئوريهاي جغرافياي حملونقل بر مكانيسمهاي بيروني و ويژگي¬هاي عيني فردي تمركز كردهاند، اما نقش متغيرهاي ذهني زيربنايي(روانشناختي و جامعهشناختي) مؤثر بر رفتار سفر كمتر تحليلشده است. در بسط و توسعه اين موضوع، رساله پيش-روي دو هدف اصلي را دنبال ميكند. اول اينكه تلاش مي¬كند با تدوين يك چارچوب روشمند، بهوضوح بين سفرهاي غيركاري شهروندان از حيث انگيزه و يا مطلوبيت اصلي سفر تفاوت بگذارد و سپس سعي دارد با تركيب تئوريهاي جغرافياي حملونقل و تئوريهاي روانشناختي- جامعهشناختي و در نظر داشتن روابط سلسله مراتبي بين عوامل ، يك چارچوب تئوريك را بسط و به بوته آزمايش تجربي بگذارد. براي دستيابي به اين اهداف، پس از بررسي تحليلي ادبيات پژوهش و استخراج يك چارچوب مفهومي جامع، 12 محله در شهر اصفهان به نحوي انتخابشده است كه فرمهاي شهري متنوع و ويژگي¬هاي اجتماعي-اقتصادي متفاوت پوشش داده شود. در ادامه، 415 نفر از ساكنين اين محلات نيز بهصورت تصادفي در پيمايش شركت نموده است و به هفت گروه از پرسشها در مورد ويژگيهاي اجتماعي- اقتصادي، سبك زندگي، نگرش¬ها، حس مكان، مؤلفههاي رفتار سفر و عادت سفر پاسخ دادهاند. نتايج پژوهش بينش¬هاي ارزشمندي براي درك بهتر رفتار سفر فراهم آورده است. اول) بر خلاف انتظار اوليه ما، سهم سفرهاي غيرسودمندگرا به مراتب بيشتر از سفرهاي سودمندگرا مي باشد. ضمن اينكه،در پيمايش رساله پاسخ هاي متناقضي در مورد مطلوبيت سفر افراد دريافت شده است كه نشان از پيچيدگي مطلوبيت سفرها دارد. دوم) عادت سفر افراد به صورت موثري در انتخاب گزينه سفر افراد براي انجام هر دو نوع سفر سودمندگرا و غيرسودمندگرا نقش دارند. سوم) به جز انتخاب گزينه اتومبيل براي سفرهاي غيرسودمندگرا، حداقل يكي از ويژگي¬هاي عيني محيط مصنوع بر انتخاب گزينه سفر تأثير معني¬داري مي¬گذارد. چهارم) به نظر مي رسد، مطلوبيت انتخاب گزينه اتومبيل براي سفرهاي غيرسومندگرا تا حدي وابسته به خود اتومبيل بوده و لذا صرفاً از ويژگي هاي اجتماعي –اقتصادي، سبك زندگي و عادات سفر تأثير مي پذيرد. پنجم) دو متعير تراكم جمعيتي و اختلاط كاربري¬ها، توانايي تغيير و جايگزيني گزينه¬هاي سفر-از اتومبيل به پياده روي- را براي سفرهاي سودمندگرا دارا مي باشند. ششم) هر دو دسته متغيرهاي عيني محيط مصنوع و ويژگي هاي فردي –ذهني (شامل سبك زندگي، نگرش ها و حس مكان) بر شكل¬گيري عادت سفر افراد تأثير معني داري مي¬گذارند. در نهايت اينكه، روشن شدن اين روابط مي¬تواند به تجويزهاي درست فضايي و غيرفضايي در راستاي آمايش فضا و مديريت تقاضاي سفر كمك بسزايي داشته باشد.
كليدواژه: سفرهاي سودمندگرا و غيرسودمندگرا، محيط مصنوع، سبك زندگي، تحليل چندمتغيره، اصفهان
شماره ركورد
193285
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر دومينك مينو - دكتر محمود محمدي
رشته تحصيلي
شهرسازي
استاد راهنما
دكتر رضا خيرالدين - دكتر مصطفي بهزادفر