عنوان
بازشناسي مؤلّفههاي انسجام اجتماعي و كالبدي محلۀ ايراني در مجموعههاي مسكوني بلندمرتبه موردپژوهي: مجموعههاي مسكوني بلندمرتبۀ بهجتآباد، اكباتان و آسمان
نويسنده اصلي
سميه فتحي
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
بررسي تغييرات شهري در نظام شهرهاي مختلف جهان بيانگر اين موضوع است كه روند تغييرات شهري از اواسط قرن بيستم ميلادي از شدّت و سرعت بالايي برخوردار شده و تغييرات تدريجي جاي خود را به تغييرات ناگهاني، پيشبينينشده و بدون بازگشت دادهاست. بر اين اساس، در دهههاي اخير با تغيير مفهوم محتوايي شهر، ازدياد جمعيت شهرها و طرح انتقادهايي بر گسترش بيرويه و توسعۀ كمتراكم شهرها، سياستهاي بلندمرتبهسازي بهعنوان راهكاري در رويكردهاي نوين برنامهريزي شهري قرار گرفته است. از سوي ديگر، برخي صاحبنظران ايراني، بر اين باورند كه شهر در كشوري همچون ايران با الگوهاي كهن در معماري و شهرسازي، مجموعهاي از محلّههاي متجانس و همگن بود كه داشتن پيوستگي و انسجام، يكي از اصليترين معيارهاي كيفيت فضاهاي شهري و محلّههاي ايراني محسوب ميشد. بر اثر دگرگونيهاي فراوان و سريع، نظام سنّتي محله از هم گسيخت و انسجام اجتماعي رنگ باخت. اما با اين حال ميتوان چنين برداشت كرد كه همچنان روحيۀ جمعگرايي، كه در بطن جامعۀ ايراني وجود داشت و باعث انسجام اجتماعي در ساكنان محلهها شدهبود، هنوز در مردمان ايراني وجود دارد و مديريت شهري و طراحان و برنامهريزان شهري ميتوانند از اين ظرفيت در راستاي تقويت پايداري اجتماعي در محلههاي جديد استفاده و بستر مشاركت را در آنها ايجاد كنند. هدف از اين پژوهش، تعيين حوزۀ عمل طراح شهري براي ارتقا و بازآفريني انسجام اجتماعي در مجموعههاي مسكوني بلندمرتبه با بهرهگيري از عناصر استخوانبندي و انسجام كالبدي است. از اينرو دغدغۀ پژوهشگر روشنساختن ميزان اين ظرفيت در مجموعههاي مسكوني جديد و بلندمرتبه مي باشد. بنابراين، براي آزمون اين دغدغه از روش تركيبي (كمّي و كيفي) كه هدفي كاربردي را دنبال ميكند، استفاده مي كند. دادهپردازي اطلاعات از طريق فن دلفي (مصاحبه با خبرگان)، پرسشنامۀ ساختاريافتۀ مردمي و مشاهدۀ نظاممند كارشناسي در نمونههاي مطالعاتي انجام مي شود.
پژوهشگر در ابتداي پژوهش اينگونه تصور ميكرد كه بازآفريني اين روحيه و در عين حال بستر كالبدي آن كه در محلههاي قديم بهخوبي مشاهده ميشد به سمت نابودي رفته و عملاً بن بستي تاريخي حادث شدهاست و طراحان، برنامهريزان و مديران شهري بايد به دنبال نظريهپردازي و ايجاد الگوهاي جديدي فارغ از الگوهاي گذشته براي محلّهها و مجموعههاي مسكوني باشند؛ اما مهمترين نتيجۀ اين پژوهش آن بود كه بر خلاف اين تصور، همچنان ميتوان اميد داشت كه با برنامهريزي و نظريّهپردازي فعالانه در حوزۀ بومي، به الگويي مناسب براي تداوم معيارها و شاخصهاي انسجام اجتماعي برگرفته از محلهها سنتي دست يافت، روح جمعگرايي در بطن جامعۀ ايراني را در محلهها جديد تداوم بخشيد و تقويت كرد. در اين پژوهش نشاندادهشد كه رابطۀ معناداري بين سابقۀ سكونت و جمعگرايي و اعتماد وجود دارد؛ اين همبستگي در مجموعۀ بهجتآباد بهخوبي به چشم ميخورد. در مجموعههاي مسكوني كه بر اساس طرحي از پيش انديشيده طراحي شدهاند، مثل شهرك اكباتان، حداقل به لحاظ كالبدي، نكات مثبت و زمينههايي از كيفيت كالبدي نظير ريتم، تنوع و گوناگوني خدمات، پاتوق هاي جمعي و رفتاري، سلسله مراتب دسترسي و ... مشاهدهشد كه باعث انسجام و حفظ روحيه جمعگرايي شده است. طبق يافتههاي پرسشنامهاي و مشاهدات نظاممند كارشناسي، در مجموعههايي كه پيرامون شهرها بهتازگي شكلگرفتهاند، هم به لحاظ كالبدي و هم از نظر اجتماعي، نقيصههاي فراواني وجود دارد. مطالعاتي نظير ارزيابي پس از اسكان (POE) ميتواند در بهبود كيفيت اجتماعي و كالبدي به اين مجموعهها كمك شاياني نمايد.
واژگان كليدي: محله ايراني، بلندمرتبه سازي، انسجام اجتماعي و كالبدي، كلانشهر تهران
شماره ركورد
193078
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
شهرسازي
استاد راهنما
دكتر بهزادفر - دكتر علي الحسابي