عنوان
بررسي مقايسه اي تأثير اقتصاد دانش بنيان در وابستگي اقتصاد به نفت در كشورهاي صادركننده و واردكننده نفت
نويسنده اصلي
امين آزادبخت
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در برخي از كشورها نفت، يك منبع درآمدي و در بسياري ديگر منبعي جهت توليد و مصرف است. استفاده از نفت به عنوان يك ماده اوليه در جهت امر توليد موجب ايجاد ارزش افزوده مي گردد. از طرفي با مباحث مطرح شده در حوزه دانش از جمله استفاده از تكنولوژي، فناوري اطلاعات و... نقش دانش در زندگي بشر روز به روز پرنگ تر مي شود، كانال مشترك دانش و نفت بدين دليل است كه سطح دانش و تكنولوژي، به كارگيري نفت در يك اقتصاد را تعيين مي نمايد. اين پژوهش اين مسئله را مورد بحث قرار مي دهد كه يك كشور با توجه به سطح دانش پايه بودن اقتصاد خود چه ميزان به نفت وابسته است؛ به عبارتي با رشد دانش پايگي يك اقتصاد، وابستگي به نفت آن چگونه تغيير مي يابد. اين پژوهش با اهداف يافتن مؤلفه هاي مناسب براي سنجش دانش پايگي اقتصاد و درك رابطه بين دانش پايگي و وابستگي به نفت در دو گروه كشورهاي صادركننده و وارد كننده نفت خام آغاز گرديد و در اين راستا داده ها را براي بازه زماني 1991 تا 2015 كه در سايت هاي آمار بين المللي معتبر موجود بود، استخراج نموده و آن ها را با روش پانل ديتا مورد آزمون قرار داد.
در پژوهش پيش رو سعي شد در راستاي دستيابي به اهداف تعريف شده ي فوق حركت شود و جهت اختيار نمودن مؤلفه هاي اقتصاد دانش پايه براي هر دو گروه كشورهاي صادركننده و واردكننده نفت ضمن بررسي الگوهاي اقتصاد دانش بنيان موجود، بدين نتيجه رسيد كه بهتر است براي آزمون مذكور مؤلفه هاي معرفي شده توسط وينچوك و همكاران (2014) را استفاده كند؛ اما متأسفانه به دليل عدم دسترسي به اطلاعات كامل زيرشاخه آموزش و نيروي انساني، مجبور به استفاده از متغيرهاي زيرشاخه آموزش و نيروي انساني بانك جهاني گرديد. با اين مؤلفه ها آزمون صورت پذيرفت و نتيجه آنكه براي هر دو دسته كشورهاي واردكننده و صادركننده نفت خام، رشد دانش پايگي اقتصاد منجر به رشد وابستگي حدوداً 0/1 درصدي به نفت خام مي گردد؛ همچنين در اين آزمون ها رابطه بين رشد نيروي كار و رشد سرمايه با وابستگي به نفت خام يك رابطه معكوس شناخته شد. در نهايت بزرگترين عامل وابستگي به نفت خام براي هر دو گروه كشورهاي واردكننده و صادركننده ي نفت خام، رشد متغير نفت خام است كه به تنهايي با افزايش يك درصدي خود، هر دو گروه كشورها را بيش از يك درصد به خود وابسته مي نمايد. درنهايت به عنوان يك نتيجه جالب بايد اذعان داشت زماني كه كشورهاي صادركننده نفت خام، با احتساب صادرات نفت خام، مورد آزمون قرار گرفتند رشد نيروي كار بي معني و رشد سرمايه با تأثير معكوس 0/04 درصدي معنادار شد؛ اما زماني كه همين آزمون براي وابستگي داخلي به نفت خام (بدون احتساب صادرات نفت خام) انجام شد، رشد نيروي كار معنادار شده؛ ولي رشد سرمايه همچنان با تأثير معكوس 0/04 درصدي، تأثير معناداري خود را اعمال مي نمايد.
شماره ركورد
193008
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر سعيد ميرزا محمدي
رشته تحصيلي
توسعه اقتصادي و برنامه ريزي
استاد راهنما
دكتر عطالله رفيعي آتاني