• عنوان

    طراحي مجموعه‏ي مسكوني در محله‏ي تاريخي اودلاجان با رويكرد حس مكان

  • نويسنده اصلي

    آرش محمد مرادي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    امروزه سطح پايين حس مكان و كمرنگ بودن احساس تعلق و هويت ساكنان در بسياري از مناطق شهري، بالاخص در بافت‏هاي تاريخي، به واسطه‏ي دگرگوني‏ها و تغييرات نامتناسب با بستر، روح و غريزه‏ي آدمي، مشكلي مهم در بحث چگونگي برخورد با بافت‏هاي تاريخي مي‏باشد. محله‏ي تاريخي اودلاجان نيز در طول تاريخ دستخوش تحوّلاتي اساسي در ساختار خود اعم از ساختار اجتماعي، كالبدي، فرهنگي و اقتصادي شده است و امروزه شاهد جايگزيني سختارهايي نا آشنا با بستر تاريخي و پيشين اين محله هستيم كه باشندگان و محصول شهري و معماري او را در اين بافت تاريخي از معنا بيگانه و از حس تهي گردانده است. هدف از اين پژوهش احياء مفهوم سكونت، تداوم سكونت و تقويت انگيزه‏ي ماندگاري ساكنان در محله‏ي تاريخي و از هم گسيخته‏ي اودلاجان مي‏باشد كه با رويكرد روان‏شناسي محيط به بررسي رابطه‏ي دروني و عاطفي ميان باشندگان اين محله و محل سكونتشان در جهت رسيدن به اين هدف مي‏پردازد. تحقق اين امر مستلزم شناسايي عوامل مؤثر بر حس مكان در محله‏ي تاريخي اودلاجان مي‏باشد تا بتوان با شناخت نقاط ضعف و قدرت، به سطح بالاتري از احساس تعلق به مكان، وابستگي و هويت دست يافت. اين پژوهش، با روش پيمايشي، به شناسايي عوامل تشكيل دهنده‏ي حس مكان در محله‏ي تاريخي اودلاجان به عنوان محله‏اي روبه زوال مي‏پردازد. بدين منظور پس از جمع آوري اطلاعات پيرامون موضوع در ميان منابع، اعم از مقالات، كتب، پايان‏نامه‏ها و گزارش‏ها، با استفاده از روش تحليل محتوا به منظم كردن اطلاعات و كدگذاري مؤلفه‏ها و عوامل مؤثر بر حس مكان پرداخته شد. 113 مؤلفه‏‏ي مستخرج از منابع، بر اساس مدل سه گانه‏ي پانتر و يك زمينه‏ي پيشنهادي كه بر اساس ادبيات موضوع به مدل پانتر (1991) افزوده شده، در چهار بعد كالبدي، فعاليتي، معنايي و فردي-اجتماعي، دسته بندي شد. در مرحله‏ي بعد به منظور اعتبار سنجي دسته‏بندي پيشنهادي و خلاصه كردن مؤلفه‏ها از تكنيك دلفي بهره گرفته شده است. به اين ترتيب در مرحله‏ي اول با سه نفر از خبرگان امر و صاحب ‏نظران، مطالب يافته شده در ميان گذاشته شد و بر اساس نظر ايشان تغييراتي در دسته بندي‏ها رخ داد. نتايج اين مرحله منجر به كاهش مؤلفه‏ها به 71 مورد شد. در مرحله‏ي دوم به منظور شناسايي مهم‏ترين مؤلفه‏هاي حس مكان، مشخصا در بافت‏هاي تاريخي، پرسشنامه‏اي بر اساس سيستم ارزش‏گذاري طيف ليكرت در اختيار 17 نفر از متخصصين قرار گرفت. سپس بعد از جمع آوري و تحليل داده‏هاي مرحله‏ي دوم تكنيك دلفي، به مجموعه‏اي شامل 30 مورد از مهمترين مؤلفه‏هاي حس مكان در بافت‏هاي تاريخي دست يافته شد. جهت ارتقاء حس مكان محله‏ي اودلاجان، شناسايي مهم‏ترين مؤلفه‏هاي آن امري ضروري و الزامي مي‏باشد. بدين منظور ارزيابي حس مكان ساكنان و مؤلفه‏هاي آن به صورت جداگانه انجام شد. بر اين اساس، ابتدا از طريق مصاحبه‏هاي نيمه ساختار يافته‏ با ساكنان به شناخت عوامل اصلي سكونت و عوامل شناختي حس مكان آنان دست يافته شد. سپس با استفاده از ابزار پرسشنامه به سنجش حس مكان بر اساس نظريه نگرشي و مؤلفه‏هاي آن، با رويكردي كمي و متمركز بر افراد و تجربه‏ي آن‏ها پرداخته شد. در مرحله‏ي بعد با استفاده از آزمون همبستگي پيرسون به كشف رابطه‏ ميان حس مكان ساكنان و مؤلفه‏هاي آن پرداخته مي‏شود. ضريب آلفاي كرونباخ در اين تحقيق با عدد (0.959) گوياي روايي و پايايي نتيايج آن مي‏باشد. نتايج نشان داد كه در مجموع، حس مكان ساكنان محله‏ي اودلاجان در سطح پاييني قرار دارد و از جمله دلايل آن مي‏توان به نارضايتي ساكنان از عوامل كالبدي، اجتماعي، فعاليتي و معنايي در محله اشاره كرد. در اين ميان ضعيف ترين مؤلفه‏هاي حس مكان از نظر ساكنان، ايمني و امنيت و پاكيزگي مكان مي‏باشد كه در مقابل، وجود ابنيه‏ي تاريخي و قديمي و ارزش تاريخي محله، رضايتمندي ساكنان را به دنبال داشته و نحوه‏ي پيدا كردن مسير‏ها توسط ساكنان در اين محله به راحتي صورت مي‏گيد. اما اين موارد لزوما بر حس مكان ساكنان تاثيري ندارد و آزمون همبستگي نشان داد كه موارد "احساس راحتي و آرامش"، "سرزندگي وشادابي محله"، "منظر شهري و چشم اندا" و "خاطرات" با ضريب همبستگي بالايي، از مؤثر‏ترين مؤلفه‏هاي حس مكان در اين محله مي‏باشند. همچنين آزمون همبستگي نشان داد ميان حس مكان ساكنان و احساس افتخار آنها نسبت به حضور در محله، رابطه‏ي معناداري وجود دارد و سطح بالاي حس مكان باعث مي‏شود تا ساكنان با شدت بيشتري خود را اهل محله‏ي خويش بدانند و متناسب با آن، انگيزه‏ي تداوم سكونت و ماندگاري‏شان در محل زندگي ارتقاء يابد. اما نحوه‏ي پيدا كردن مسيرها در اين محله، رابطه‏ي معناداري با حس مكان ساكنان آن برقرار نكرده است به اين معني كه با وجود سهولت در يافتن مسير‏ها، اين مؤلفه تاثير چندان زيادي بر ارتقاء حس مكان نداشته است. همچنين نتايج حاكي از اين است كه وجود ابنيه‏ي تاريخي در محله‏ي امامزاده يحيي و عليرغم علاقه‏مندي ساكنان نسبت به آن، اين موضوع به خودي خود موجب تقويت حس مكان در ساكنان نگرديده و تنها يكي از توانمندي‏هاي موجود محسوب مي‏شود. لذا مي‏توان به كمك آن و ساير توانمندي‏هاي موجود، با برنامه‏ريزي‏هاي مدبرانه، راه رسيدن به سطح بالاتري از حس مكان، تعلق به مكان و هويت مكان را هموارتر نمود.
  • شماره ركورد
    192677
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر سعيد نوروزيان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي معماري - مسكن
  • استاد راهنما
    دكتر سيد عباس يزدانفر - دكتر محسن فيضي