عنوان
بازطراحي بافت كالبد واحدهمسايگي با كاربست الگوي زمينه گرا
نويسنده اصلي
اطهر نورمحمدزاد
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
با نگاه كلي به شهر يزد ميتوان نمودهاي گوناگون از بافت كالبد اين شهر را دنبال كرد كه هماهنگ با زمينه و پا خگو به روحيات و بر ا اس نيازهاي حقيقي انساني شكل گرفته اند .بدين صورت رابطۀ انسان و طبيعت به يك تعادل و هماهنگي ر يده ا ت .طراحي بافت قديم شهر يزد، نمود به كار گرفتن د تاوردهايي ا ت كه در طول قرون در تعامل بين طبيعت و جامعه بشري حاصل شده و به تدريج با آزمون و خطا تكامل و به عنوان رهنمودي براي يك زندگي قناعتمندانه و عزتمند كه عي داشته همگان را براي باور ارزشهاي بومي، قومي و ديني دعوت كند، عرضه شده ا ت .جامعۀ نوگراي امروزي، با فدا كردن اين تعادل و لامت كه حاصل قرنها تلاش و همزيستي مسالمت آميز انسان با طبيعت بوده ا ت، بافت كالبد شهر را به وي آشفتگي و گسست وق داده ا ت.
واحدِ همسايگي يكي از تقسيمات چنين شهري ا ت كه تلقي هاي گوناگون و متنوعي از آن وجود دارد .اين امر بب شده تا اتفاق نظر دربارۀ آن وجود نداشته باشد .تدقيق لغوي واحد همسايگي، حاكي از آن واحدي ا ت كه ميباشند .از اين رو، ايه و نه چيز ديگر ميتواند به عنوان شاخصي براي تعيين آن باشد .بر » هم ايه « اجزاي آن اين ا اس، هر واحد همسايگي از بستر، فضا، ارزش و تصميم تشكيل شده ا ت .كالبد يكي از اجزاي فضا و اشتراك فرم، ماده و معني ا ت .كالبد داراي بافت ا ت .بافت از پود، تار، بند و شبكه و رواب آنها با يكديگر در موي تشكيل شده ا ت .بافت كالبد واحدِ همسايگي، بافت متشكل از :پود، تار، بند و شبكۀ كالبد واحدِ همسايگي ا ت . اين بافت داراي اخت(هائي )ا ت كه با الگوهاي گوناگوني شكل گرفته و عرضه شده اند.
بافت كالبد واحدهمسايگي در زمينه اي شكل گرفته ا ت .زمينه، رواب و همنشيني ميان اجزا ت. به گونه اي قيا ي، ميتوان زمينه را اتصال و هم نشيني ميان واحدهاي همسايگي خواند .مراد از زمينه همان متن، بستر و مويطي ا ت كه واحدهمسايگي در آن ايجاد مي شود و موتوا و شكل را در بر مي گيرد .بافت كالبد پيرامون واحدهمسايگي، زمينۀ شكل گيري آن ا ت با اين مقصود كه تمام موتوا و ماهيت آن در فرآيند بازطراحي مورد توجه قرار گرفته و با اين ويژگي كه در اين پايان نامه، صرفاً به بافت كالبد آن توجه شده ا ت .به نووي كه بازطراحي، كوششي براي ر يدن به ازگاري بين دو موجوديت بافت مورد نظر و زمينه اش بوده ا ت .به عبارت ديگر، برهم خوردگي رواب بافت و زمينۀ آن، مسأله و ازگاري آنها، راه حل اين مسأله بوده ا ت . ازگاري بافت امكان،) كالبد واحدهمسايگي با زمينه اش، جز از طريق به كارگيري الگوهاي بافت كالبد ميسر نيست .زيرا، الگو(ها بهترين كاركرد را ممكن مي كنند .بر اين ا اس يك الگو، شاخصه اي بارز و نجه اي كامل ا ت كه بهترين و كارآمدترين راهكار را در پا خگويي به نيازهاي يك يستم فراهم مي كند .بافت كالبد گودال مصلّي، بخشي از مجموعۀ تاريخي شهر يزد ا ت . ايت واحد همسايگي مورد بازطراحي در اين مجموعه قرار گرفته ا ت .شكل گيري آن به دورۀ قاجار باز ميگردد .از اين رو، به نوعي همگني در آن قابل مشاهده ا ت .از اين رو، بافت كالبد گودال مصلّي به عنوان زمينۀ واحدهمسايگي در نظر گرفته شده ا ت .با مميزي و پيمايش بافت كالبد واحدهاي همسايگي گودال مصلّي به روش ا تقراء، الگوهاي :خطي، مركزي، شبكه اي و تخليطي در مراتب كلان، ميانه و خُرد شنا ائي و برگرفته شدند .اين الگوها مهمترين د تاوردهاي پژوهش هستند .اين الگوها در ادامه در بازطراحي بافت كالبد واحدهمسايگي مورد نظر مورد ا تفاده قرار داده شدند.
شماره ركورد
191834
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
طراحي شهري
استاد راهنما
دكتر مصطفي بهزادفر