عنوان
طراحي توسعه ي موزه ي هنرهاي معاصر و ساماندهي گذر فرهنگ و هنر با رويكرد افزايش حضورپذيري در فضاهاي عمومي فرهنگي
نويسنده اصلي
مهدي كياني جولندان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
«گذر فرهنگ و هنر» پارك لاله تهران، موسوم به «بازارچه خوداشتغالي» در مكاني ويژه واقع شده است: ميان دو موزه اصلي شهر، پارك و خيابان كارگر. پارك لاله بوسيله ي موزه هنرهاي معاصر، موزه فرش و بازارچه، از پياده روي خيابان كارگر و شهر جدا افتاده است و حائل ميان پارك و اين سه فضاي عمومي شهري، نرده ها هستند. بازارچه با نبود برنامه ريزي صحيح، پس از سالها چهره ي زشتي پيدا كرده و مديريت شهري تعطيلي آن را به عنوان راه حل دنبال مي كند. با همه ي معضلات گذر فرهنگ و هنر، اين بازارچه رونق خود را حفظ كرده و با حذف اين فضاي جمعي موفق، شايد آسيب هاي جاري در پارك به لبه خيابان سرايت كند. موزه هنرهاي معاصر با طرحي چشم گير ولي محتاط گويي به پارك پشت كرده و تنها ورودي آن از سمت خيابان بوده و دور تا دورش با نرده محافظت مي شود. در مورد موزه فرش نيز شرايط به همين گونه مي باشد. موزه هنرهاي معاصر با كمبود فضا براي گنجينه آثارش روبروست و در اخبار دنياي هنر هر روز تصميم گيري هايي از سوي نهادهاي مرتبط در مورد نحوه برخورد با آثار موجود به گوش مي خورد. پارك لاله با ضعف دسترسي فيزيكي و بصري به لبه شهر در بخش شمالي و غربي، مبتلا به فضاهاي ناامن و جرم خيز در بخش شمالي است. توصيف بيان شده نشان دهنده ي اهميت برنامه ريزي كالبدي شهري در سرنوشت فضاهاي عمومي متنوع شهري است. اين نوع تفكيك كاربري بين اين فضاهاي عمومي، از نظريات شهرسازي مدرن تاثير گرفته و در تصميم گيري طراحي پارك لاله و كمربند بناهاي اطرافش، از ابتدا اينگونه انديشيده شده است.
موزه هنرهاي معاصر و موزه فرش، مخاطبان ويژه ي خود را داراست و نه از لحاظ كالبد فضايي و نه از لحاظ برنامه فيزيكي، جذب كننده ي همه ي اقشار اجتماع نمي باشند. اين درحالي است كه در موزه هاي معاصر جهان، "فرهنگ براي همگان" اساس برنامه ريزي در طراحي موزه هاست و حتي در انتخاب محل قرارگيري موزه نيز دخيل است، همچنين شيوه ي تعامل با زمينه و سايت نيز كاملا بر اساس همين ايده طراحي مي شود. هدف اصلي موزه هاي امروز، حضور هرچه بيشتر تمامي اقشار جامعه است، زيرا "حضور در موزه" به هر شكلي و با هر قصدي، مي تواند موجب پيشرفت سطح فرهنگي جامعه شده و همين در تماس بودن با موزه و آثار آن و محيط فرهنگي آن، به قدمي در افزايش آگاهي اقشار مختلف جامعه بيانجامد.
ساماندهي اين سايت پرارزش عمومي فرهنگي، نياز به شناخت فضاهاي عمومي، كيفيت آنها و ويژگي هايي است كه منجر به حضور گروه هاي مختلف اجتماعي مي شود تا به عنوان قلمروي عمومي، پذيراي همگان بوده و به پر كردن اوقات فراغت و پيشرفت فرهنگ عمومي كمك نمايد.
پژوهش حاضر به ميزان و نحوه تاثير دو رويكرد اصلي امروز طراحي موزه در سطح جهاني، يعني اختلاط كاربري فضاهاي عمومي و تعامل با سايت بر حضورپذيري فضاهاي عمومي فرهنگي به ويژه موزه مي پردازد. اين پژوهش در دو مرحله صورت گرفته است: مرحله ي اول ابتدا به شناسايي عوامل موثر بر كيفيت فضاهاي عمومي و طبقه بندي اين عوامل بر اساس حضورپذيري بر اساس مطالعات كتابخانه اي و اسناد موجود پرداخته شده، و در گام بعدي با روش دلفي، به عوامل كيفيت فضايي دو نمونه مورد مطالعه، كه اولي موزه هنرهاي معاصر و دومي خانه هنرمندان ايران واقع در پارك ايرانشهر است، امتياز داده شود. مرحله ي دوم به منظور آزمون نتايج بدست آمده ي مرحله اول صورت گرفت، به اين صورت كه ميزان حضور، تنوع حضور و تنوع ساعات حضور در دو نمونه مورد مطالعه، مورد شمارش و مقايسه قرار گرفت.
اين پژوهش، تاثير مؤلفه هاي كيفي كه زيرمجموعه ي ويژگي هاي عمومي "اختلاط كاربري" و " تعامل با سايت" را بر حضورپذيري فضاهاي عمومي فرهنگي تاييد مي نمايد.
كليدواژه: حضورپذيري، فضاي عمومي فرهنگي، موزه، تعامل با سايت، اختلاط كاربري، فضاي ادغامي، بازار
شماره ركورد
191590
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
آموزشي و فرهنگي
استاد راهنما
دكتر مظفر - دكتر تقدير