عنوان
نقش مديريت شهري يكپارچه در انسجام كالبدي (نمونه موردي شهر كرج)
نويسنده اصلي
نعيمه نجفي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در گسترش و توسعه شهرها عوامل متعددي دخالت دارند كه يكي از آنها نظام مديريت شهري است. يكي از وظايف مديريت شهري هدايت و كنترل تحولات كالبدي شهرها مي باشد. سرعت، الگوي گسترش و كيفيت فيزيكي شهر تحت تأثير مجموعهاي از عوامل اقتصادي، اجتماعي، محيطي، سياستهاي مديران شهري، زيرساختها و حملونقل و ارتباطات، نظام برنامهريزي و سياست زمين قراردارد. در اين نظام نقش و عناصر مديريت شهري يا افراد و گروههاي ذي نفوذ (درسطح منطقه اي و محلي) و تأثير تصميمات آنها در گسترش و توسعه شهر قابل تأمل است. مديريت شهري بايد براي شهر ، برنامه ريزي هايي را به انجام برساند، فعاليتهاي شهري را سازمان دهد و بر فعاليتهاي انجام شده نظارت كند . پژوهش حاضر با توجه به اين نگرش، تاثير مديريت شهري يكپارچه بر انسجام كالبدي كرج را مورد بررسي قرار داده است.
يكي از اصليترين موانع فراروي مديريت شهري چند پارگي مديريت شهري در عرصه سياستگذاري، تصميمسازي، برنامهريزي، هدايت و نظارت است. مديريت شهري، عامل مهمي در ايجاد هماهنگي در اقدامات بين بخش ها، سازمانها و اقدامات افراد، گروه ها و بخش خصوصي در فرايند سازمانيابي كالبدي شهر است. كه عدم حضور آن باعث چند پارگي شهرها، عدم وجود انسجام كالبدي سكونتگاههاي غيرقانوني و افول و تنزل محيطي در شهرها است.
در گام نخست روش مورد استفاده در مطالعه اسناد و جمعآوري مباني نظري، روش اسنادي و كتابخانهاي بوده است ، كه باتكيه بر اسناد و مدارك معتبر در ارتباط با موضوع انجام گرفته است. براي اين منظور شاخص هاي انسجام كالبدي و مديريت شهري در قالب مولفه هاي كالبدي_فضايي و مديريتي_عملكردي و اجتماعي_فرهنگي بررسي و تحليل شده است. تحليل اطلاعات با دو روش صورت خواهد گرفت. در بخش اول پرسشنامههايي كه بوسيلهي سازمانها ذيربط تكميل شدهاند با استفاده از آزمون ميانگينگيري و روش رتبهبندي فريدمن مورد تحليل قرار ميگيرند. به منظور بررسي ميزان همخواني و انطباق انتظارات نهادها از طرح شهري با آنچه در عمل در طرحهاي شهري حاصل ميشود از روش طرح_فرايند_نتايج (PPR) براي ارزيابي طرح جامع شهر كرج استفاده شده و در نهايت نتايج بهدستآمده مورد بررسي قرار خواهند گرفت.
بر اين اساس يافتهها نشان ميدهد كه نقش و عملكرد دستگاههاي مسئول تأثير چشمگيري بر توسعه كالبدي_فضايي، بافت و چهره و در نتيجه انسجام كالبدي شهر كرج داشته است. مديريت دولتي با تمركز اختيارات سياسي و مديريتي و محدود سازي اختيار و اقتدار مديريت شهري، ابزارهاي لازم براي هدايت و كنترل سازمانيابي فضايي شهر كرج را فراهم نساخته است. در اين شرايط، عدم انطباق تحولات كالبدي_فضايي شهر كرج از برنامههاي توسعه شهري آن، منجر به سازمانيابي فضايي بيبرنامه و خودبخودي شهر كرج شده است. سازمان فضايي منتج از اين روند به صورت گسيخته، ناكارآمد و ناپايدار ميباشد كه يافتههاي اين پژوهش نيز مبين روندها و پيامدهاي مذكور است.
نتيجه اينكه؛ سازمان فضايي منسجم، كارآمد و پايدار در شهر كرج مشروط است به زمينهسازي براي شكلگيري نظام هدايت و كنترل مؤثر سازمانيابي فضايي شهر در ابعاد سازماني، برنامهاي، قانوني و مالي است، كه اين خود مستلزم سطح متناسبي از تمركززدايي سياسي و مديريتي به سطح مديريت شهري است.
واژه هاي كليدي: مديريت شهري، مديريت شهري يكپارچه، انسجام كالبدي، شهر كرج
شماره ركورد
191468
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر محمدصالح شكوهي
رشته تحصيلي
برنامه ريزي شهري
استاد راهنما
دكتر مهران علي الحسابي