عنوان
يكپارچگي شهري، ضرورتي براي تحقق توسعه پايدار شهري مورد پژوهي، شهر دماوند
نويسنده اصلي
شادي محمدي اوجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
با توجه به نظريه سامانهاي (سيستمي) و بررسي شهرها از نقطه نظر اين مفهوم، ميتوان پي برد كه شهرها سامانههايي هستند كه عوامل تاثيرگذار و تاثيرپذير بيشماري در آنها جريان دارد؛ بطوريكه اين امر باعث پيچيدهتر شدن روزافزون ماهيت آنها شده است. اما ميتوان از سويي با شناخت و كاربرد مفاهيم يكپارچگي در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، زيستمحيطي و كالبدي، تا حدودي از اين پيچيدگي كاست و از سوي ديگر، با هدايت شهرها از توجه صرف به رشد كالبدي و عوامل كمي، به سوي توسعه پايدار و توجه تواما به عوامل كيفي وكمي، ميتوان تا حدودي از كاهش يكپارچگي در شهرها و بروز جدا- افتادگي فرهنگي- اجتماعي، اقتصادي، كالبدي و محيطي احتمالي، جلوگيري نمود. همچنين شهر دماوند بهعنوان شهري كه عليرغم برخورداري از پيشينه تاريخي، بدليل رشد در بخشهاي جديد، مهاجرين وارد شده به آن و اجراي پروژههاي عمراني اخير مانند پروژه مسكن مهر، بنظر ميرسد كه با مشكلاتي مانند كاهش تعاملات اجتماعي، وجود اصطكاك ميان ساكنين محلههاي مختلف، تخريب باغات و غيره مواجه شده است؛ به عنوان نمونه مطالعاتي مطرح شده است كه در نهايت منجر به ايجاد سوالهايي گرديده است كه آيا يكپارچگي شهري و توسعه پايدار شهري ارتباطي با يكدگير دارند؟، آيا يكپارچگي شهري ضرورت تحقق توسعه پايدار شهري است؟ و وضعيت يكپارچگي در شهر دماوند چگونه است؟ پرسشهايي كه منجربه شكلگيري اهداف پژوهش مانند بررسي و تحليل مفهوم يكپارچگي به موازات توسعه پايدار در شهر، بررسي چگونگي تاثير يكپارچگي به عنوان ضرورتي براي دستيابي به توسعه پايدار شهري و ارائه راهكارها و پيشنهادهايي براي ايجاد و يا تقويت يكپارچگي در شهر دماوند شده است.
به همين دليل پاياننامه فوق در شش فصل تنظيم شده است، بطوريكه پس از بيان كليات و چارچوب پژوهش در فصل اول، به نمونهها در فصل دوم پرداخته شده است. پس از آن در فصل سوم كه به شاخصسازي و تببين روش تحقيق اختصاص دارد، با توجه به مطالب گفته شده در فصل دوم، شاخصهاي مورد نياز براي مفاهيم توسعه پايدار شهري و يكپارچگي شهري استخراج شده و به تحليل و بررسي آنها پرداخته شده است بطوريكه با مقايسه شاخصهاي اين دو مفهوم، مشخص شده كه حدودا نيمي از شاخصهاي يكپارچگي شهري و توسعه پايدار شهري، يكسان و يا مشابه بوده است. سپس در فصل چهارم به شناخت وضع موجود شهر دماوند به تفكيك محلههاي آن و براساس شاخصهاي استخراج شده در فصل سوم و در قالب ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي، كالبدي و زيستمحيطي رسيده و در نهايت به تحليل آن از طريق پرسشنامه، چك ليست مكانسنجي و تئوري چيدمان فضايي در فصل پنجم و بررسي و تحليل يكپارچگي شهر از طريق محاسبه رتبه و امتياز بدست آمده به تفكيك ابعاد و محلههاي مختلف براساس تاكسونومي عددي و دستهبندي محلههاي شهري به محلههاي همگن و ناهمگن براي تعيين ميزان جدا- افتادگي بر اساس قاعده مارشال، پرداخته شده است. فصل آخر يعني فصل ششم نيز به ارائه پاسخ به پرسشهاي مطرح شده در فصل اول، بررسي اهداف، اثبات فرضيه، مشكلات تحقيق، نتيجهگيري و پيشنهادهايي براي مطالعات آينده، اختصاص يافته است.
در تهيه پژوهش فوق با وجود مشكلاتي مانند بارش برف و سرماي شديد در شهر دماوند، عدم همكاري مردم شهر در پاسخگويي به برخي از سوالات، بالابودن حجم جامعه آماري و لزوم بررسي محلههاي شهر به تفكيك و زمانبر بودن فرآيند فوق و تازگي موضوع پژوهش و نياز به بررسي، مطالعه و تحليل دقيق، فرآيند كار در چارچوب اصولي به پيش رفته و نتايج پژوهش نشاندهنده وجود ضعف در يكپارچگي شهر دماوند و وجود جدا- افتادگي ميان محلههاي آن بويژه از نقطه نظر يكپارچگي اجتماعي است كه در نهايت منجر به تخريب روزافزون باغات و اراضي كشاورزي و فاصله گرفتن شهر از اهداف توسعه پايدار شهري شده است. همچنين با اثبات آزمون فرضيه مشخص شد كه نه تنها يكپارچگي و توسعه پايدار شهري رابطه معناداري با يكديگر دارند بلكه يكپارچگي شهري ضرورتي براي تحقق توسعه پايدار شهري است. روش كلي كار نيز (توصيفي- تبييني- تطبيقي) و مطالعات اسنادي، كتابخانهاي و پيمايشي بوده است.
شماره ركورد
190117
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر سيد عبدالهادي دانشپور
رشته تحصيلي
برنامه ريزي شهري
استاد راهنما
دكتر سيد مجيد مفيدي شميراني