عنوان
تبيين رابطه زمان و ادراك تداوم معناي مكان به واسطه ريتم هاي شهري
نويسنده اصلي
نصيبه چرب گو
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
امروزه، موضوعاتي از قبيل ناب گرايي و ساده سازي، گرته برداري از درون و بيرون، بدون توجه به زمينه طراحي و همچنين سرعت و كثرت اطلاعات، ارمغاني جز انقطاع جريان پيوسته معنا در محيط نداشته اند. انقطاعي كه موجب زندگي در زماني تاپيوسته و منقطع شده است. اين درحاليست كه هر عصري هويت خود را دارد، اما آنجا كه گسست روي ميدهد مصاديقي از بحران هويتي در افراد و مكان ها رخ مي نمايد. بنابراين با وجود اينكه شهر به طور مداوم در حال تغيير است اما نرخ تغيير عناصر و اجزا متفاوت آن به يك اندازه نيست و به همين دليل اصالت و هويت آن حفظ مي شود و حس مكان و ثبات شخصيت از اهميت و ارزش بسياري برخوردار مي گردد. براي دستيابي به تداوم و جريان پيوسته در بعد معنايي مكان، مي بايست بر جنبه هاي آرام تر مكان متمركز شد. در اين زمينه، به نظر مي رسد لحاظ كردن زمان به عنوان بعد چهارم فضا قابليتهاي جديدي را در برخورد با مسائل شهري پيش رو قرار ميدهد. در حقيقت، با توجه به تغييرات به وقوع پيوسته و در شرف وقوع در شهرها و اجتماعات و پيامدهاي كالبدي و اجتماعي آن، دستيابي به چارچوبي كه ارتباط معناي مكان را با زمان و فضا روشن نمايد، ضروري به نظر مي رسد. همچنين با توجه به تغييرات گسترده در شهر مشهد ضرورت پرداختن به اين موضوع به عنوان نمونه مورد مطالعه روشن مي گردد. بنابراين، رساله ي حاضر با هدف پاسخگويي به بحران معنا در محيط، به تبيين رابطه زمان و تداوم معنا مي¬پردازد. مرور ادبيات مرتبط در اين پژوهش نشان داد از ميان اجزاي زمان، ريتم ها از نظر محتوايي بسيار به مفهوم تداوم نزديك مي باشند و هر دوي اين مفاهيم همزمان در برگيرنده نوعي حركت و پويايي ضمن ثبات و تكرار هستند. پس از مرور ادبيات در ارتباط با مفاهيم معنا، زمان، تداوم و ريتم، جايگاه اين نوشتار در ادبيات در قالب چارچوب مفهومي ارائه گرديده است. در چارچوب مفهومي، ضمن ارائه مدل مفهومي برگزيده از معناي مكان و چارچوب مطالعه زمان در برنامه ريزي، شاخص هاي اوليه تداوم معنا نيز ارائه شده است كه در ادامه ي پژوهش ميداني تكميل گرديده است. در فرايند پژوهش، روش كيفي مد نظر بوده است. به طور مشخص در مطالعه ي زمان، تكنيك مطالعات كتابخانه اي منابع كتبي و تاريخ شفاهي استفاده شده است و در مطالعه ي معنا، نشانه شناسي با دورنماي پديدارشناسي كه به مرور تجربيات زيسته افراد مي پردازد مد نظر بوده است. رويكرد تحليل نيز در بخش نخست، تحليل ريتم و در تعبير معنا، پديدارشناسي تفسيري ميباشد. در پايان، يافته ها نشان داد زمان به واسطه هر دو نوع خود- زمان مستقل و ارتباطي- بر تداوم معنا تاثيرگذار بوده است. اين تاثيرگذاري در قالب ديرپايي يا طول مدت زمان، تاريخ و ريتم ها مي باشد. همچنين يافته هاي تحليل جزئي تر نشان مي دهد در تداوم معناي مكان ثبات روابط بين اجزاء و مولفه هاي مكان از اهميت بيشتري نسبت به ثبات اجزاء مكان برخوردار است. در روابط بين اجزاء مكان نيز رابطه دو جزء انسان و فضا واجد بيشترين اشاره هاي معنايي و ماندگاري ذهني بوده است. در خصوص رابطه ريتم ها و معناي مكان نيز روشن شد معاني مرتبط با ريتم هاي خطي كه معادل تجارب روزمره متداوم هستند، بيشتر در ذهن افراد تداوم داشته است. اين در حاليست كه تداوم عيني ريتم هاي دوره اي يا رويدادهاي تجربي بيش از ساير انواع ريتم مي باشد.
شماره ركورد
190009
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
شهرسازي
استاد راهنما
دكتر مهران علي الحسابي - دكتر راضيه رضازاده