• عنوان

    برنامه‌ريزي استوار پروژه مبتني بر مديريت اختلال

  • نويسنده اصلي

    رامين انصاري

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    چكيده فرآيند برنامه‌ريزي و كنترل پروژه، يك وظيفه پيچيده شامل برنامه‌ريزي اوليه بر اساس برآوردها و منابع موجود، اندازه‌گيري پيشرفت و ارزيابي برنامه‌هاي جاري و همچنين انجام اقدامات اصلاحي بعد از رخداد اختلال است. اختلال در پروژه‌ها اغلب به دليل بروز تغييرات تصادفي در مدت زمان اجراي فعاليت‌ها رخ مي دهد. پژوهش حاضر با هدف ايجاد ارتباط مابين مراحل مختلف مديريت پروژه در قالب مدل هاي توسعه يافته استوارسازي برنامه زمانبندي پروژه و نيز مديريت و كنترل پروژه مبتني بر نظارت هوشمند بر ذخيره‌هاي زماني انجام شده است. در پژوهش انجام شده، مدل هاي بهينه سازي دوهدفه به منظور استوارسازي برنامه زمانبندي پروژه قبل از شروع پروژه و نيز زمانبندي مجدد پروژه بعد از رخداد اختلال توسعه داده شده اند. براي حل مدل هاي بهينه سازي چندهدفه، به ترتيب از الگوريتم ژنتيك مبتني بر رتبه بندي نامغلوب (NSGA II) و روش تبديل به قيد بهبود يافته استفاده شده است. سپس يك مدل استوار و چند شاخصه اي براي تعيين اندازه ذخيره‌هاي زماني مبتني بر توسعه روش آماري "ريشه مجموع مربعات خطا" ارائه شده است. تفاوت مهم روش پيشنهادي با روش هاي پيشين به لحاظ در نظر گرفتن ويژگي‌هاي ساختاري پروژه به عنوان عوامل بروز ريسك هاي داخلي (متشكل از معيارهاي پيچيدگي، وابستگي، انعطاف پذيري و استواري) و همچنين در نظر گرفتن تعاملات ريسك هاي خارجي بر تعيين اندازه ذخيره‌‌ احتياطي زماني پروژه است. متدولوژي برنامه ريزي استوار پروژه پيشنهادي روي يك پروژه ساخت سد آبي مورد آزمايش قرار گرفته است. نتايج مقايسه جواب هاي بهينه پارتو حاصل از الگوريتم NSGA II با برنامه زمانبندي غيراستوار نشان مي دهد كه متوسط هزينه اختلال در حالت استوار حدود 18.93% كمتر از برنامه غيراستوار بوده و زمان تكميل پروژه استوار شده نيز حدود 9% بيشتر از حداقل زمان ممكن براي تكميل پروژه شده است. نتايج پياده سازي روش تعيين اندازه ذخيره‌هاي زماني نشان مي دهد كه ميانگين و واريانس زمان تاخير در برنامه زمانبندي استوارشده در مقايسه با قاعده 50% و نيز روش "ريشه مجموع مربعات خطا" كاهش قابل ملاحظه اي داشته است. برتري روش تعيين ذخيره‌‌ احتياطي پيشنهادي نسبت به روش هاي رايج و نوين مديريت زنجيره‌بحراني روي مثال هاي عددي و مطالعه موردي نشان داده شده است. از جمله اين برتري‌ها مي توان به بهبود قابليت اطمينان برنامه زمانبندي از طريق تخصيص بهتر زمان هاي ذخيره‌‌ احتياطي و كاهش ميانگين و واريانس تاخيرات زمان تكميل براي برنامه زمانبندي حاصل از روش پيشنهادي در مقايسه با ساير رويكردهاي متداول زنجيره بحراني اشاره نمود. مدل كنترل پروژه استوار مبتني بر تلفيق مديريت ذخيره‌هاي زماني (زنجيره بحراني) و شاخص‌هاي رويكرد مديريت ارزش كسب‌شده ارائه شده است. ميزان مصرف ذخيره‌‌ احتياطي در زنجيره هاي بحراني و غيربحراني مورد بررسي و تحليل قرار گرفت. نتايج مدل كنترل پروژه مبتني بر مديريت ذخيره‌هاي زماني نشان داد كه زنجيره هاي غيربحراني پروژه نيز در صورتي كه ميزان ذخيره‌‌ احتياطي مصرف شان در نقاط بحراني قرار بگيرد، احتمال بروز تاخيرات را تشديد مي‌نمايند. واژه‌هاي كليدي: استواري، مديريت اختلال پروژه، زمانبندي مجدد، مديريت زنجيره بحراني، ذخيره‌هاي زماني
  • شماره ركورد
    189190
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر احمد ماكويي
  • رشته تحصيلي
    مهندسي و مديريت ساخت
  • استاد راهنما
    دكتر پرويز قدوسي