عنوان
ساماندهي نظام كاربري و فعاليت شهري با بهرهگيري از الگوي رشد هوشمند (مورد پژوهي: محله حكيميه تهران)
نويسنده اصلي
پريسا حيدري نوري
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
زمين، ارزشمندترين عنصر در فرآيند شهرسازي به شمار ميآيد و از اين حيث، حفاظت و نگهداري از آن و تعيين كارآمدترين كاربري در آن ميتواند مسير رشد و توسعه شهرها را متحول سازد. رشد هوشمند در سالهاي اخير تلاش بر تقويت اجتماعات محلي و بازگرداندن مردم به محدودههاي درونشهري دارد.
رشد هوشمند از اصول دهگانهاي تبعيت ميكند كه در شماري از آنها به كاربري زمين توجه ويژه شده است و تأكيد آن بر كنترل و هدايت توسعه به سمت محلات موجود است و در هر اجتماع بر اساس ويژگيهاي مختص به خود، اصول رشد هوشمند تبيين خواهد شد.
در شاخصهاي رشد هوشمند شهري، بيشتر به تنوع كاربري اراضي، ميزان دسترسي و كيفيت محيطزيست در ارتباط با تراكم جمعيت پرداخته ميشود؛ ازاينرو سرانهي كاربريها و سهم هر كدام از كاربريها به مساحت منطقه، موردتوجه است و هرچه تراكم ساختماني، نسبت كاربريهاي مختلط و عمومي، فضاي سبز و باز و فضاي پيادهرو به ساير كاربريهاي عمومي در سطح محلهها بيشتر باشد، نشانگر هوشمندتر بودن آن منطقه است. در حقيقت، وجود كاربريهاي مختلط و دسترسي مناسب در منطقه، با برطرف كردن نيازهاي ساكنان محلههاي مختلف در همان منطقه، باعث كاهش حجم سفر و ترافيك در شهر ميشود. از سوي ديگر، رشد هوشمند به تمام شاخصهاي اجتماعي، اقتصادي، كالبدي و دسترسي توجه دارد براي دستيابي به توسعهي پايدار شهري، بايد استراتژي رشد هوشمند را بهعنوان راهبرد پيروز در انتظام بخشي به شكل پايدار شهري قرارداد. اين كار، ضمن حفظ محيطزيست، از گسترش بيرويه شهر جلوگيري كرده و باعث كاهش حجم سفر در سطح مناطق و محلهها ميشود.
بر اساس تحقيقات انجامشده، منطقه 4 تهران از نظر شاخصهاي تلفيق توسعه در درجه سوم قرار دارد و با توجه به
كاربريهاي موجود و نحوه و ميزان رشد در بين محلات، حكيميه قرابت بيشتري با موضوع بحث دارد.
در اين تحقيق از روش اسنادي به مطالعه مباني نظري و با بهرهگيري از روش توصيفي- تحليلي و بازديدهاي ميداني به توصيفات كمي و كيفي شاخصهاي موردنظر، پرداختهشده است. همچنين به كمك نرمافزار اندرويد طراحيشده توسط پژوهشگر، باهدف پايش اطلاعات ساكنين محلات و تحقق معيارهاي فشردگي و اختلاط كاربري نظير دوركاري و بهرهگيري از فناوريهاي نوين و فضاي مجازي، تلاش شده است تا مسير اين تحقيق و تحقيقات آتي هموارتر گردد.
منطبق با اصول و روشهاي بهدستآمده و تحليلهاي و مدلهاي كمي و كيفي، 5 معيار منتخب در محله مورد ارزيابي قرار گرفتند و مشخص شد كه به ترتيب شاخص تنوع گونه مسكن، فشردگي، اختلاط كاربريها، حفاظت از فضاي سبز و تنوع گونههاي حملونقل، بيشترين قرابت را با اصول رشد هوشمند دارند و بر اين اساس، پيشنهادهايي مطابق با جايگاه هر معيار از ديدگاه رشد هوشمند در محله حكيميه و جدول سوات-راهبرد، ارائهشده است.
براي دستيابي به چنين پايداري، نياز به طراحي و برنامهريزي كاربري اراضي بر اساس دسترسي پياده و همچنين افزودن خدمات در كل شهر است. استفاده بهينه از فضاهاي باير، افزايش تراكم ساختماني در نواحي حاشيهي شهر، تخصيص مسيرهاي پياده و دوچرخه، چينش و جانمايي صحيح كاربريها، از راهبردهاي اساسي براي دستيابي به الگوي رشد هوشمند در محله حكيميه به شمار ميروند.
واژههاي كليدي: رشد هوشمند، برنامهريزي كاربري زمين، فضاي مجازي، مدل هاي كمي و كيفي، محله حكيميه
شماره ركورد
189051
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
برنامهريزي شهري
استاد راهنما
دكتر مهران عليالحسابي