• عنوان

    بررسي مقايسه اي تاثير آموزش كاربرد طب انتقال خون در پرستاري كودكان به شيوه مبتني بر وظيفه و مبتني برمشكل بر دانش و تصميم گيري باليني دانشجويان پرستاري دانشگاه علوم پزشكي گيلان 1397-1398

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه : درسراسردنيا،پرستاران حرفه اي بايد دانش و مهارت كافي براي مديريت محصولات خوني و نظارت بر واكنش هاي جانبي آن را داشته باشند. بيش از نيمي از مراحل در زنجيره انتقال خون وابسته به آگاهي و مهارت پرستاران دارد،يكي از راههايي كه ميتوان به تربيت دانشجويان فعال در محيط كار اقدام نمود، استفاده از روش هاي فعال يادگيري است وازجمله روش هاي يادگيري فعال، يادگيري مبتني بر وظيفه است.اين پژوهش با هدف مقايسه تاثير آموزش كاربرد طب انتقال خون در پرستاري كودكان به شيوه مبتني بر وظيفه و مبتني بر مشكل بر دانش و تصميم گيري باليني دانشجويان پرستاري دانشگاه علوم پزشكي گيلان انجام شد. مواد و روشها : در اين مطالعه كارآزمايي باليني آموزشي، 82 دانشجوي پرستاري شاغل به تحصيل در ترم هاي چهارم،پنجم وششم پرستاري دانشگاه علوم پزشكي گيلان در دو گروه ،42نفر درگروه آموزش مبتني بر وظيفه(پس از تكميل پرسشنامه و گرفتن حد نصاب نمره نقطه برش( cut off ) جهت تعيين تعداد دانشجويان شركت كننده ) و40نفردرگروه آموزش مبتني بر مشكل ، مورد مطالعه قرار گرفتند.جهت سنجش دانش وتصميم گيري باليني دانشجويان پرستاري در خصوص كاربرد طب انتقال خون از پرسشنامه محقق ساخته استفاده خواهدگرديد.جهت استاندارد سازي نمرات خام ازروش تبديل خطي استفاده مي گردد.روايي ابزار ازطريق سنجش روايي محتوي (CVR،CVI)و پايايي ابزار به طريقه هم ارزي مورد سنجش قرارگرفت.در گروه مداخله آموزش مبتني بر وظيفه طي پنج مرحله و در گروه كنترل آموزش مبتني برمشكل مورد استفاده قرارگرفت. پس آزمون با همان ابزارهاي مورد استفاده در پيش آزمون درفاصله زماني بلافاصله بعداز مداخله سنجيده شد. نمونه گيري به مدت 48 روز از تاريخ اردبيهشت ماه تا تير ماه 1398 به طول انجاميد . جهت تجزيه وتحليل داده ها از نرم افزار آماري spss و آزمون هاي من ويتني ،كروسكال واليس و مانكووا با درنظر گرفتن سطح معني داري (05 /0>p ) استفاده گرديد. نتايج : درخصوص متغيرميزان آگاهي ، ميانگين تغييرات نمره از قبل به بعد در گروه مبتني بر وظيفه برابر 51/22 ± 40/29 با ميانه 35/25 نسبت به گروه مبتني بر مشكل با ميانگين 42/16 ± 74/15 با ميانه 27/11 بيشتر بوده است و اين اختلاف از لحاظ آماري معني دار است ( 003 /0 > P ) . درموردميزان تصميم گيري باليني،ميانگين تغييرات نمره از قبل به بعد در گروه مبتني بر وظيفه برابر 7/23 ± 9/44 با ميانه 7/46 نسبت به گروه مبتني بر مشكل با ميانگين 3/16 ± 8/28 با ميانه 7/26 بيشتر بوده است و اين اختلاف از لحاظ آماري معني دار است ( 001 /0 > P ) . همچنين با كنترل دو متغير ( نمره قبل تصميم گيري و نمره قبل آگاهي ) همچنان روش آموزشي مبتني بر وظيفه نسبت به روش آموزشي مبتني بر مشكل هم بر ميزان آگاهي بعد از مداخله ( 002 /0 = P ) وهم برميزان تصميم گيري باليني بعد از مداخله ( 001 /0 > P ) معني دار بوده است. نتيجه گيري : با توجه به اثربخشي بيشتر شيوه آموزشي مبتني بر وظيفه،محتواي حاضر و روش مورد استفاده در نوآوري آموزش و بازنگري كوريكولوم پرستاري به دست اندركاران آموزش پزشكي و پرستاري پيشنهاد گردد . كليد واژه ها :آموزش مبتني بروظيفه،آموزش مبتني برمشكل،دانشجويان پرستاري،طب انتقال خون،دانش،تصميم گيري باليني
  • شماره ركورد
    176582
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان