• عنوان

    بررسي مشكلات خانواده هاي داراي كودك عقب مانده ذهني تحت پوشش مراكز بهزيستي استان گيلان سال 88-1387

  • نويسنده اصلي

    عباسي، سهيلا

  • محل تحصيل
    رشت
  • رشته تحصيلي
    پرستاري كودكان
  • چكيده
    چكيده: مقدمه: عقب ماندگي ذهني يكي از عمده ترين، پيچيده ترين و دشوارترين مسائل و مشكلات در كودكان و نوجوانان مي باشد كه با نقصان رشد در ابعاد مختلف جسماني، رواني، تكاملي،اجتماعي و تربيتي همراه است.وجود كودك عقب مانده ذهني مي تواند تأثيرات نامطلوبي را بر ساختار و عملكرد خانواده گذاشته و باعث شود كه خانواده تحت تنش هاي جسماني، رواني، اجتماعي و اقتصادي قرار گيرد تا حدي كه روند طبيعي زندگي خود را از دست داده و منجربه فروپاشي نظام خانواده شود. هدف:هدف از انجام اين مطالعه بررسي مشكلات خانواده هاي داراي كودك عقب مانده ذهني تحت پوشش مراكز بهزيستي مي باشد. مواد و روش ها: اين پژوهش يك مطالعه توصيفي-مقطعي بوده كه140 نفر از والدين كودكان مبتلا به عقب ماندگي ذهني تحت پوشش يكي از مراكز كم توانان ذهني وابسته به بهزيستي استان گيلان مورد مطالعه قرار گرفتند.ابزار مورد استفاده در اين پژوهش ، پرسشنامه محقق ساخته مربوط به بررسي مشكلات خانواده هاي داراي كودك عقب مانده ذهني مي باشد.نمونه هاي پژوهش به روش سرشماري انتخاب و از طريق مصاحبه وارد مطالعه شدند.داده ها پس از جمع آوري با نرم افزار spss با ورژن 14 و با آزمونهاي كاي دو و تست دقيق فيشر مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. نتايج:نتايج پژوهش نشان داد كه 6/53% از واحد هاي مورد پژوهش مشكلات اجتماعي،9/57% مشكلات عاطفي و 7/65% مشكلات اقتصادي داشتند.همچنين در بررسي ارتباط مشكلات اجتماعي با مشخصات دموگرافيك، در خانواده هايي كه كودك عقب مانده آنان مونث(p<0/006) داراي اختلال رفتاري (p<0/009) مراقب اصلي كودك عقب مانده ،مادر(p<0/003)،خانه دار(p<0/03)، غيرمتاهل(p<0/01) عدم پوشش بيمه درماني كودك عقب مانده (p<0/009 )، درامد كمتر از 200 هزار تومان در ماه (p<0/04)،عدم دريافت كمك هزينه از بهزيستي (p<0/03 )،درنبود مراقب اصلي ، بستگان وظيفه مراقبت از كودك عقب مانده را به عهده مي گرفته اند (p<0/004 ) و در مواقع بروز مشكلات ،با كساني غير از همسر مشورت مي شده (p<0/0001 ) .مشكلات اجتماعي بيشتر بوده است. در بررسي ارتباط مشكلات عاطفي با مشخصات دموگرافيك،در خانواده هايي كه كودك عقب مانده آنان مونث(p<0/001)،با عقب ماندگي ذهني خفيف(p<0/006 )،وابستگي كامل به خانواده در انجام مهارتهاي خودياري(p<0/005 ) داراي اختلال رفتاري (p<0/001) ، مادرخانه دار(p<0/03 ) ، پدر داراي بيماري جسمي (p<0/0001 )،تعداد اعضاي خانواده بيش از چهار نفر (p<0/006 )، درآمد خانواده كمتر از 200 هزار تومان در ماه (p<0/01) عدم دريافت كمك هزينه از بهزيستي ((p=0/004 ،درنبود مراقب اصلي ، بستگان وظيفه مراقبت از كودك عقب مانده را به عهده مي گرفته اند (p<0/01) و در مواقع بروز مشكلات ،با كساني غير از همسر مشورت مي كردند(p<0/001). مشكلات عاطفي بيشتر بوده است.همچنين در بررسي ارتباط مشكلات اقتصادي با مشخصات دموگرافيك، درخانواده هايي كه كودك عقب مانده آنان مونث(p<0/01)،فرزند اول خانواده (p<0/04)، كودك داراي بيماري جسمي (p<0/01 )،داراي اختلال رفتاري (p<0/0001) مادر داراي بيماري روحي (p<0/03)،تعداد اعضاي خانواده بيش از چهار نفر (p<0/02 )، درآمد خانواده كمتر از 200 هزار تومان در ماه (p<0/001)عدم دريافت كمك هزينه از بهزيستي (p<0/003). و مشورت با كساني غير از همسر در مواقع بروز مشكلات (p<0/04 )،مشكلات اقتصادي بيشتر بود. نتيجه گيري: از آنجايي كه يافته هاي پژوهش مويد آن است كه اكثريت واحد هاي مورد پژوهش داراي مشكلات اجتماعي، عاطفي و اقتصادي مي باشند بنابراين به نظر مي رسد جهت كاهش مشكلات خانواده هاي داراي كودك عقب مانده ذهني نياز به حمايت هاي همه جانبه مي باشد. كليد واژه ها: خانواده، عقب ماندگي ذهني، فشار رواني،كودكان ناتوان، مسائل اجتماعي
  • شماره ركورد
    14696
  • دانشكده
    پرستاري و مامايي شهيد بهشتي
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان
  • استاد مشاور
    خالقدوست، طاهره , عطركار روشن، زهرا
  • استاد راهنما
    فداكار، كلثوم